مجموعه داستان خارجی

آفتاب و مهتاب

حتی اگر سیندرلا باشی و با جادو و جنبل از کلفتی نامادری و خواهرخوانده‌های بی‌لیاقت خلاص بشی، لباس خانمانه و کفش‌های بلوری بپوشی باز هم باید این درد را بکشی، گیرم توی قصه‌ها نگویند.

مرکز
9789643057824
۱۳۹۰
۱۰۶ صفحه
۹۵۶ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده شیوا ارسطویی
۹ رمان شیوا ارسطویی، نویسنده، مترجم و شاعر ایرانی متولد اردیبهشت ۱۳۴۰ تهران با تحصیلات کارشناسی مترجمی زبان انگلیسی و کارشناسی بهداشت صنعتی از دانشگاه تهران است.

مجموعه داستان‌های «آمده بودم با دخترم چای بخورم»، «آفتاب مهتاب» و «من دختر نیستم» و رمان‌های «بی‌بی شهرزاد» و «افیون» از آثار اوست. کتاب «آفتاب مهتاب» برندهٔ جایزهٔ گلشیری و نیز برندهٔ جایزهٔ یلدا در سال ۸۲ شده‌است. ارسطویی سابقهٔ تدریس داستان‌نویسی در دانشگاه هنر تهران و دانشگاه فارابی را داشته٬ و اکنون در ...
دیگر رمان‌های شیوا ارسطویی
خوف
خوف رمان خوف روایتی است ساده از ترس‌های پیچیده انسان مدرنی که از میان همه شیوه‌های زندگی، تنهایی را انتخاب می‌کند. راوی در این روایت، در مواجهه‌ای تنگاتنگ با نوع زندگی‌اش و واقعیت‌های غیرقابل پیش‌بینی‌ای که این نوع از زندگی پیش رویش قرار داده، دچار اضطراب و وحشتی خارج از توان و ظرفیت بشر امروز می‌شود. اضطراب و وحشتی که متن ...
بیا تمامش کنیم (مجموعه شعر)
بیا تمامش کنیم (مجموعه شعر)
من دختر نیستم
من دختر نیستم این کتاب مجموعه‌ای از یازده داستان‌ کوتاه با عناوین ماریاس، دربند، ماما جیم‌جیم، تیفوس، مریمانه، یک آدم کوچک، جمعه‌ها، فصل نهم از کتاب ولادیمیر پراپ، شهر آخر، پیانو و من دختر نیستم است.
آمده بودم با دخترم چای بخورم
آمده بودم با دخترم چای بخورم در این داستان، با نویسنده‌ی متقاوتی سروکار داریم که با نگاه و زبانی نو و با ذهنی فارغ و آزاد از کلیشه‌های مرسوم، به تماشای جهانی ملموس و آشنا و مناسباتی به دیرینگی زمان نشسته است. با دریچه‌ی تازه‌ای که از یک زاویه‌‌ی غریب و بکر باز می‌کند، به آنچه در زیر غبار تلخی از روزمرگی فرومانده است، تحرک و ...
او را که دیدم زیبا شدم
او را که دیدم زیبا شدم این کتاب روایتی رویاگونه از دختر جوانی است که به عنوان امدادگر در بیمارستان‌ها به مراقبت از مجروحان جنگی و مصدومان دیگر مشغول است و گاه با بیماران روابط عاطفی عمیقی برقرار می‌کند.
مشاهده تمام رمان های شیوا ارسطویی
مجموعه‌ها