رمان خارجی

کافکا در ساحل

(Kafka on the shore)

کاروان
9789641155959
۱۳۸۷
۶۸۰ صفحه
۱۷۱۴ مشاهده
۱۹ نقل قول
نسخه‌های دیگر
هاروکی موراکامی
صفحه نویسنده هاروکی موراکامی
۷۶ رمان موراکامی در ۱۲ ژانویه ۱۹۴۹ در کیوتو ژاپن به دنیا آمد. در سال ۱۹۶۸ به دانشگاه هنرهای نمایشی واسدا رفت. در سال ۱۹۷۱ با همسرش یوکو ازدواج کرد و به گفته خودش در آوریل سال ۱۹۷۴ در هنگام تماشای یک مسابقه بیسبال، ایده اولین کتاب‌اش به آواز باد گوش بسپار به ذهنش رسید. در همان سال یک بار جاز در کوکوبونجی توکیو گشود. در سال ۱۹۷۹ اولین رمانش به آواز باد گوش بسپار منتشر شد و در همان سال جایزه ...
دیگر رمان‌های هاروکی موراکامی
کتاب‌خانه مرموز
کتاب‌خانه مرموز خیلی عجیب نیست، کتاب‌خانه‌ای که موراکامی تصمیم به توصیفش می‌گیرد، مرموز باشد. پس عجبی نیست، دیدن کتابی از موراکامی درباره کتاب‌خانه‌ای مرموز و تو‌در‌تو. عجبی هم نیست تماشای پسربچه‌ای که گیر می‌افتد و به فکر فرار می‌افتد. عجیبش در این است که پسربچه‌ای کنجکاو چه‌طور می‌تواند خودش را از این هزارتوی مرموز رها کند و سلامت به مقصد برساند. به ...
وقتی از دویدن صحبت می‌کنم در چه موردی صحبت می‌کنم
وقتی از دویدن صحبت می‌کنم در چه موردی صحبت می‌کنم خوشحالم که طی این همه سال، تحت هر شرایطی، از دویدن دست بر نداشته‌ام. دلیل خوشحالی‌ام آن است که رمان‌هایم را دوست دارم. حالا هم سخت مشتاقم که ببینم رمان بعدی چه از کار در خواهد آمد. من نویسنده‌ای هستم با محدودیت‌های خاص خود ـ آدمی ناکامل با یک زندگی ناکامل و محدود ـ و اگر هنوز هم چنین حسی ...
مجموعه داستان بید کور زن خفته 2
مجموعه داستان بید کور زن خفته 2 بید کور از بیرون خیلی کوچک است، اما ریشه‌هایی عمیق دارد. رشد ظاهری آن بعد از مدتی متوقف می‌شود، اما ریشه‌ها زیر زمین بزرگ می‌شوند و تا ژرفایی بی‌انتها ادامه می‌یابند. انگار به جای نور تاریکی باعث رشدشان می‌شود. و سرانجام در یک شب توفانی زمین دهان باز می‌کند و آن دریای تاریکی جاری می‌شود. ساحل پر از چیزهایی است ...
از دو که حرف می‌زنم از چه حرف می‌زنم
از دو که حرف می‌زنم از چه حرف می‌زنم خوشحالم که طی این همه سال، تحت هر شرایطی، از دویدن دست بر نداشته‌ام. دلیل خوشحالی‌ام آن است که رمان‌هایم را دوست دارم. حالا هم سخت مشتاقم که ببینم رمان بعدی چه از کار در خواهد آمد. من نویسنده‌ای هستم با محدودیت‌های خاص خود ـ آدمی ناکامل با یک زندگی ناکامل و محدود ـ و اگر هنوز هم چنین حسی ...
پرنده کوکی و زن سه‌شنبه
پرنده کوکی و زن سه‌شنبه والدینش آدم‌های خوبی بودند، خیلی شایسته ـ اصلا شاید کمی بیش از حد شایسته. پدرش یکی از مدیران اجرایی یک شرکت نفتی بود. از آنجایی که پدر من هم یک زنجیره پمپ بنزین در شیزوئوکا داشت، این امر بدون شک یک تفاهم آشکار بین خانواده‌ها محسوب می‌شد. مادر طرف با یک سینی چای زیبا از ما پذیرایی کرد.
مشاهده تمام رمان های هاروکی موراکامی
مجموعه‌ها