رمان ایرانی

شهر هشتم

(The eighth valley.)

کاروان
9789647033060
۱۳۸۰
۱۴۴ صفحه
۴۳۸ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های محمد قاسم‌زاده
اسفندیار
اسفندیار اسفندیار قربانی سودای قدرت است. فضای تازه‌ای که در فرهنگ ایرانی به وجود آمده و اسفندیار خود را قهرمان و پیشرو این فضا می‌داند، رویای صعود به قله قدرت را در سر این پهلوان جنگ‌های بزرگ می‌اندازد و در پایان او را به جنگ رستم می‌برد، جنگی که در یک سو شرف انسانی است و در مقابل عطش قدرت.
صندلی روی بالکن
صندلی روی بالکن صندلی خالی هم بالای بالکن بود. جلوتر رفت تا موج سنگین‌تر آمد، از جا کندش و بردش رو به مغرب. خواست دست و پا بزند که نتوانست. موج دیگری آمد. باز سنگین‌تر و باز کندش و بردش. دست‌هاش را تکان داد اما نتوانست آب را بشکافد. به پاهاش فشار آورد. پاها دیگر در اختیارش نبود، که موج آخر آمد و ...
افسانه‌های ایرانی
افسانه‌های ایرانی فرهنگ ایرانی زادگاه برخی افسانه‌های کهن جهان است. اگر افسانه‌ای در این سرزمین زاده نشده باشد، بی‌شک در گذر از فرهنگ ایران همراه خود را به سوی سرزمین دیگر باز کرده است. ایران واسطه میان هند و نقاط غربی و در گونه‌گونی و شباهت افسانه‌ها نقشی موثر داشته. طیف وسیع افسانه‌ها در ایران، میراث گرانقدر در فرهنگ ماست.
شهسوار بر باره باد
شهسوار بر باره باد من گفتم: "خداوندگارا! یک اسب چگونه می‌تواند این همه بار را بردارد. دو تن سوار نیز هستم. اسب طاقت حمل ما را ندارد و میانه‌ی راه تلف می‌شود و گرفتار می‌مانیم." سلطان گفت: "دل ندارم که از تمامی خلعت‌های خلیفه چشم بپوشم. با این همه چاره‌ای نیست. لباس‌ها و شمشیر و تبرزین‌ها را بگذار و تنها آن دو درفش را برگیر. ...
رویای ناممکن لی جون
رویای ناممکن لی جون
مشاهده تمام رمان های محمد قاسم‌زاده
مجموعه‌ها