رمان ایرانی

بیلیارد در ساعت نه و نیم

(Billard um halbzehn)

سایه سنت‌سورین نزدیک‌تر آمده بود، دیگر پنجره طرف چپ اتاق بیلیارد را پر کرده بود. زمان که با حرکت خورشید به پیش رانده می‌شد، به‌سان تهدیدی نزدیک‌تر می‌آمد، ساعت بزرگ‌ را از خود لبریز می‌کرد تا خیلی زود بالا بیاورد و ضربه‌های وحشتناکی را بیرون بریزد. سفید بر زمینه سبز، قرمز بر زمینه سبز، یک نوع موسیقی بی‌نغمه، نقاشی‌ای بدون تصویر، گلوله‌ها می‌غلتیدند، سال‌ها تکه‌پاره می‌شدند، دهه‌ها روی هم انبار می‌شدند و این صداهای آرام ساعت ثانیه‌ها را هم به خدمت ابدیت می‌گماشت.

ماهی
۹۷۸۹۶۴۲۰۹۰۵۴۹
۱۳۸۹
۳۲۸ صفحه
۷۵۹ مشاهده
۵ نقل قول
هاینریش بل
صفحه نویسنده هاینریش بل
۲۹ رمان هاینریش تئودور بل نویسنده آلمانی و برنده جایزه نوبل ادبی است. بیشتر آثار او به جنگ (به خصوص جنگ جهانی دوم) و آثار پس از آن می‌پردازد. هاینریش بل ۲۱ دسامبر ۱۹۱۷ در شهر کلن به دنیا آمد. در بیست سالگی پس از اخذ دیپلم در یک کتابفروشی مشغول به کار شد اما سال بعد از آن هم‌زمان با آغاز جنگ جهانی دوم به خدمت سربازی فراخوانده شد و تا سال ۱۹۴۵ را در جبهه‌های جنگ به سربرد. بیشتر دوران ...
دیگر رمان‌های هاینریش بل
طعم نان
طعم نان مرد شتاب‌زده گوشه‌ای از نان را کند. چانه‌اش می‌لرزید. احساس کرد چگونه عضلات دهان و فکش بالا و پایین می‌پرد. سپس دندان‌هایش را در تکه ناهموار و نرم بریده شده نان فرو برد و مشغول خوردن شد. او نان می‌خورد، گو این‌که بیات بود و از هفته پیش مانده بود. تکه نانی خشک بود. برچسب سرخ رنگ شرکت نان‌پزی. ...
گوسفندان سیاه
گوسفندان سیاه
اتفاق
اتفاق ناخواسته نگاهم به آینه می‌افته. هنوز موهام پرپشته و چندتار موی سفید و ریز روی شقیقه‌هامه که یه نور نقره‌ای رنگ به موهای بلوندم داده. کشیشی که پیشش اعتراف می‌کنم، معتقده این‌ها نشونه درد و رنج‌های کوچکی هستند که باید بخاطرش به درگاه خدا دعا کنم. تنها یک نشونه کوچیک درد و رنج‌هام. ولی یکهو نگاهم به صورت لاغر و ...
و حتی یک کلمه هم نگفت
و حتی یک کلمه هم نگفت و حتی یک کلمه هم نگفت از 4 آوریل 1954 به صورت پاورقی در روزنامه فرانکفورتر آگماینه و در همان سال به صورت کتاب نیز منتشر شد. منتقدان این کتاب نه تنها همگی در تبحری که بل به آن رسیده بود یک‌صدا بودند. در این امر نیز هم‌داستان بودند که یکی از بهترین آثاری است که اروپای پس از جنگ ...
پایان 1 ماموریت
پایان 1 ماموریت در چنین قضیه‌ای عدالت وجود ندارد، و آن‌ها، متهمان، هم انتظار چنین چیزی را نداشته‌اند. این که او به عنوان قاضی در این جا درماندگی خود را ابراز می‌دارد، این که پرونده‌ای که به عنوان آخرین پرونده به او داده‌اند درماندگی قانون انسانی را به وضوح کامل بیان می‌کند: این برای او زیباترین هدیه خداحافظی آن فرشته‌ی چشم‌بسته‌ای است ...
مشاهده تمام رمان های هاینریش بل
مجموعه‌ها