رمان خارجی

باکره و کولی

(The virgin and the Gipsy)

وقتی همسر کشیش با مردی جوان و بی‌پول فرار کرد، افتضاحی بر پا شد که نگو و نپرس. دو دختر کوچکش فقط هفت و نه سال داشتند. کشیش چهار چشمی مراقب بود مبادا دخترانش مانند مادرشان گمراه شوند. ایوت، دختر کوچک کشیش، به خواهرش لوسیل گفت: دلم می‌خواهد دیوانه‌وار عاشق بشوم. قلب ایوت در سینه جهید. مردی که گاری را می‌راند کولی بود، یکی از آن چشم و ابرو مشکی‌های بلند قامت و باریک اندام و خوش سیما. همچنانکه سوار گاری بود، گردن چرخاند تا کسانی را که در ماشین نشسته بودند، از زیر لبه کلاهش ببیند. و حالتش بی‌قید بود، نگاهش جسور و بی‌اعتنا. سبیل نازکی زیر بینی باریک و صاف خودنمایی می‌کرد، و دستمال گردن بزرگی، به رنگ زرد و قرمز، بسته بود. یک لحظه نگاهشان درهم گره خورد. دختر جوان از درون داغ شد و گر گرفت. در دل گفت: او از من قوی‌تر است.

لوح فکر
9789648578072
۱۳۸۳
۱۶۰ صفحه
۱۵۴۵ مشاهده
۰ نقل قول
دیوید هربرت لارنس
صفحه نویسنده دیوید هربرت لارنس
۹ رمان David Herbert Richards Lawrence was an English writer of the 20th century, whose prolific and diverse output included novels, short stories, poems, plays, essays, travel books, paintings, translations, literary criticism and personal letters. His collected works represent an extended reflection upon the dehumanizing effects of modernity and industrialisation. In them, Lawrence confronts issues relating to emotional health and vitality, spontaneity, human sexuality and instinct.

Lawrence's opinions earned him many enemies and he endured official persecution, censorship, and misrepresentation of his creative ...
دیگر رمان‌های دیوید هربرت لارنس
روباه
روباه هنری، با محبت، دستش را بر شانه زن گذاشت، که با گردن کج و فرو افتاده، گیج و مبهوت، ایستاده بود، و نرم و مهربان گفت:«می‌توانی. می‌توانی. بله، می‌توانی. چرا خیال می‌کنی نمی‌توانی؟ می‌توانی. می‌توانی.» و با ملایمتی حیرت‌انگیز به او خیره شد.
سقف خانه رادن
سقف خانه رادن مردی که در عین نیاز به زن‌ها نمی‌خواهد دیگر هیچ زنی زیر سقف خانه‌اش بخوابد؛ پسری که در رابطه عاطفی‌اش با مادرش گیر کرده و نمی‌تواند با زن‌های دیگر رابطه برقرار کند؛ مردی که از «تمدن» گریزان است و می‌خواهد جزیره‌ای از آن خود داشته باشد تا دنیای آرمانی‌اش را در آن بسازد؛ و پسربچه‌ای که صدای عجیبی از اشیاء ...
ایل دورو
ایل دورو مضافا می‌دانستم خیلی زیاد دوستم دارد، تقریبا عاشقم بود، که باز این هم غریب بود و گیج‌کننده. انگار کن که او فری و فاون بود و فاقد روح. منتها نوعی حس غمزدگی ژرف به من منتقل می‌کرد، غمزدگی‌ای که مانند برق اشیا می‌درخشید. خودش بی‌غم بود. یک‌جور سرشاری در وجودش بود، در دنیای سست‌بنیان که ساکنش بود و غم را ...
پرنسس
پرنسس داستان «پرنسس» سرگذشت دختری است به نام «مری هنریتا» که تمام زندگی‌اش تحت تاثیر اندرزها و اندیشه‌های بیمارگونه پدر نیمه ‌دیوانه‌اش بوده است. او پس از مرگ پدر مجبور می‌شود به عنوان فردی بالغ روابط و احساساتش را به تنهایی اداره کند و در این میان، آرام آرام با تمایلات خفته‌اش آشنا می‌شود.
مشاهده تمام رمان های دیوید هربرت لارنس
مجموعه‌ها