مجموعه داستان خارجی

زندگی در سایه

معتقد بود، آدم فقط یک‌بار فرصت بودن در این دنیا را دارد. شاید هم به همین دلیل باید شانس استفاده از هر چیزی را تا حدودی به خودش بدهد. او از این که طعم شیرین و احمقانه این جذبه را دوباره تجربه کرده بود، احساس خوشحالی می‌کرد. بعد در قالب سایه‌ای تاریک روی او دراز کشید. دقیقا اندازه‌اش بود، چون آن چه بر آن دراز کشیده بود، چیزی جز بدنش در قبر نبود...

9789642280513
۱۳۹۰
۲۰۸ صفحه
۸۹۷ مشاهده
۰ نقل قول
جمعی از نویسندگان
صفحه نویسنده جمعی از نویسندگان
۲۷۱ رمان ...
دیگر رمان‌های جمعی از نویسندگان
بعضی زن‌ها
بعضی زن‌ها آرچي مك‌لاورتي صدايي براي آواز داشت كه هركس يك‌بار مي‌شنيد هرگز فراموش نمي‌كرد. صدايي صاف و محكم. كلمه‌ها را نيمي فرياد و نيمي آواز ادا مي‌كرد. آواز محزون و يكنواخت و بي‌پيرايه‌اش، چيزهايي را بيان مي‌كرد نگفتني، واضح و شمرده. از رز هم با آواز خواستگاري كرد، برايش خواند: «هرگز زن يك جوان بي خاصيت نشو.»...
بعضی زن‌ها
بعضی زن‌ها آرچي مك‌لاورتي صدايي براي آواز داشت كه هركس يك‌بار مي‌شنيد هرگز فراموش نمي‌كرد. صدايي صاف و محكم. كلمه‌ها را نيمي فرياد و نيمي آواز ادا مي‌كرد. آواز محزون و يكنواخت و بي‌پيرايه‌اش، چيزهايي را بيان مي‌كرد نگفتني، واضح و شمرده. از رز هم با آواز خواستگاري كرد، برايش خواند: «هرگز زن يك جوان بي خاصيت نشو.»...
پسری در سطل آشغال مک دونالد (10 داستان از 9 نویسنده خارجی)
پسری در سطل آشغال مک دونالد (10 داستان از 9 نویسنده خارجی) این کتاب شامل 10 داستان از 9 نویسنده خارجی شامل، آناماریا ماتوته جی پی دانلیوی، الکسی هیلی، آنتوان چخوف، دی لارنس، گونتر وایزن بودن، ویل جنکینز، ریچارد رایت، رابرت کارتر می‌باشد.
سن نفرت‌انگیز (مجموعه 8 شاهکار داستان کوتاه از نویسندگان بزرگ جهان)
سن نفرت‌انگیز (مجموعه 8 شاهکار داستان کوتاه از نویسندگان بزرگ جهان) میلان کوندرا نویسنده چک در جایی می‌نویسد: تنها ادبیات است که می‌تواند ما را از بی‌رحمانه‌ترین و ملال‌آورترین جنبه زندگی یعنی روزمره‌گی دور کند. یک رمان خوب یا داستان‌های کوتاه به راحتی می‌تواند ما را از ملال تعطیلات، بیهودگی، روزمره‌گی و نکبت زنده بودن (به هر قیمت) و خیلی نکبت‌های دیگر دور کند و لختی در هزارتوهای روابط پیچیده بین انسان‌ها، ...
هنر قصه
هنر قصه نیافتم! نیافتم! فریاد می‌زنم دوستانم کجایید؟ من به «آن‌ چیز» نیازمندم. پس، به عیادت کسانی که نمی‌شناسم می‌روم. اکنون می‌توان به آنچه در گذشته گذشته و آنچه بر زمین از موسیقی در من سیلان دارد سراپا عریان بایستم. نمی‌هراسم! هراس! تو بعدی از زندگی من بودی که هم اندازه نیاز و کوچکی در دوره‌ای آدم را فتح می‌کرد. حتی پرتویی ...
مشاهده تمام رمان های جمعی از نویسندگان
مجموعه‌ها