رمان ایرانی

بار دیگر شهری که دوست می‌داشتم

خواب. تنها خواب، هلیا! دستمال‌های مرطوب تسکین‌دهنده دردهای بزرگ نیستند. اینک دستی‌است که با تمام قدرت مرا به سوی ایمان به تقدیر می‌راند. اینک، سرنوشت، همان سرافرازی ازلی خویش را پایدار می‌بیند. شاید، شاید که ما نیز عروسک‌های کوکی یک تقدیر بوده‌ایم... نمی‌دانم...

روزبهان
۹۷۸۹۶۴۵۵۲۹۳۴۳
۱۳۸۹
۱۱۲ صفحه
۱۳۳۱ مشاهده
۱۵ نقل قول
بازی نویسنده را حدس بزن
نادر ابراهیمی
صفحه نویسنده نادر ابراهیمی
۴۹ رمان نادر ابراهیمی در ۱۴ فروردین سال ۱۳۱۵ در تهران به‌دنیا آمد. پدرش عطاءالمُلک ابراهیمی، فرزندِ آجودان حضورقاجار و از نوادگانِ ابراهیم خان ظهیرالدوله، حاکم نامدارِ کرمان در عصر قاجار بود، که رضاشاه پهلوی او را، ضمنِ خلعِ درجه از کرمان به مشکین شهر تبعید نمود، که هنوز قلمستانی به نام او در حومهٔ مشکین شهر وجود دارد (قلمستان عطا) و هنوز فامیل او (ابراهیمی‌های کرمان) در شهر و استان کرمان شناخته شده و مشهور هستند. مادرِ نادر ابراهیمی هم از ...
دیگر رمان‌های نادر ابراهیمی
آتش بدون دود 3 (7 جلدی)
آتش بدون دود 3 (7 جلدی)
بر جاده‌های آبی سرخ 4 (3 جلدی)
بر جاده‌های آبی سرخ 4 (3 جلدی)
آتش بدون دود 5 (7 جلدی)
آتش بدون دود 5 (7 جلدی)
آتش بدون دود 3 (7 جلدی)
آتش بدون دود 3 (7 جلدی)
افسانه باران
افسانه باران او نمی‌دانست. هیچ‌کس نمی‌دانست. دیگر آسمان همان آسمان قدیم بود و در تمام شهر رد پای ستاره غمگینی هم نمانده بود. و هیچ‌کس نمی‌دانست که این گویهای رنگین چیست...
مشاهده تمام رمان های نادر ابراهیمی
مجموعه‌ها