رمان خارجی

دفترچه ممنوع

... می‌خواستم تنها باشم تا بتوانم چیز بنویسم ولی هر کس در یک خانواده بخواهد تنها باشد گناهکار است. می‌خواهم حقیقت را اعتراف کنم، بگویم از لحظه‌ای که گوئیدو از من تقاضا کرد با او به ونیز بروم تصمیم گرفتم دعوتش را قبول کنم. ولی هرگز جرات نکردم حتی در این دفترچه هم به آن اعتراف کنم، چون در این صورت باید قبول می‌کردم که با همه سعی و کوششی که بیست سال است برای فراموش کردن خود کرده‌ام موفق نشده‌ام. همه چیز موقعی شروع شد که این دفترچه براق و سیاه را که شباهت بچه زالو دارد در زیر پالتویم گذاشتم و به خانه آوردم در حقیقت...

بدیهه
9789646701182
۱۳۸۴
۳۵۲ صفحه
۱۰۴۷ مشاهده
۷ نقل قول
نسخه‌های دیگر
آلبا د سس‌پدس
صفحه نویسنده آلبا د سس‌پدس
۱۱ رمان Alba de Céspedes y Bertini was a Cuban-Italian writer.

Ms. de Céspedes was the daughter of Carlos Manuel de Céspedes y Quesada (a President of Cuba) and his Italian wife, Laura Bertini y Alessandri. Her grandfather was Carlos Manuel de Céspedes and a distant cousin was Perucho Figueredo. She was married to Francesco Bounous of the Italian foreign service

Ms. de Céspedes worked as a journalist in the 1930s for Piccolo, Epoca, and La Stampa. In 1935, she ...
دیگر رمان‌های آلبا د سس‌پدس
با عشقی بزرگ (کتاب ناتمام)
با عشقی بزرگ (کتاب ناتمام) آلبا د سس‌پدس طرح اولیه این کتاب را در سال 1939 با عنوان رمان کوبایی نوشت، ولی نوشتن آن را در دهه هفتاد آغاز کرد و عنوان آن را هم جزیره گذاشت. در سال 1977 در ملاقاتی با فیلد کاسترو در کوبا، از او سوال می‌کند که چطور توانسته در آن مدت کوتاه آن همه کارهای مفید برای کوبا بکند. ...
از طرف او
از طرف او او را صدا می‌کردم: ((فرانچسکو))، ولی او حرکتی نمی‌کرد. باز صدایش می‌کردم: ((فرانچسکو...)) به فکر می‌افتادم که شاید در زندان کر شده باشد، و دیگر صدایم تا ابد به گوش او نرسد.
درخت تلخ
درخت تلخ «بار دیگر سرش را روی نازبالش گذاشت تا به خواب برود. ولی در زیر آن پلک‌های فروبسته، هم‌چنان بیدار بود. و شوهرش هم می‌دانست که او بیدار است. می‌دانست که دارد خواب خود را مرور می‌کند. آن‌طور که واقعا خواب دیده بود، نه آن‌طور که برای او تعریف کرده بود. آری، همسرش چشمان خود را بسته بود. انگار دری را ...
عذاب وجدان
عذاب وجدان ... چند دقیقه پیش، همان صدای همیشگی. هر بار با شنیدن آن صدا، قلبم فرو می‌ریزد، درست مثل شبی که از جزیره برگشته بودیم و من داشتم از ترس می‌مردم که مبادا متوجه شوند که ماتئو، جلوی در ساختمان، در انتظار من است. با این حال وقتی تاکسی حرکت کرد، هراسان شده بودم. همان‌طور که ماتئو رفته رفته از من ...
تازه عروس
تازه عروس
مشاهده تمام رمان های آلبا د سس‌پدس
مجموعه‌ها