رمان خارجی

تنها مردم همان حوالی بودند که این ساختمان دایره‌ای را می‌شناختند. بزها و گوسفندهایشان را در آن‌جا به چرا می‌بردند و بچه‌ها از میدان گرد آن‌جا برای توپ بازی استفاده می‌کردند و گاهی هم دیدارگاه نامزدهای جوان می‌شد. اما یک روز بین مردم زمزمه‌ای درگرفت که در ویرانه آمفی تئاتر کودکی که احتمالا دختر بچه‌ای است. زندگی می‌کند. به هر صورت دقیقا نمی‌توان تشخیص داد چون این کودک جامه‌ای عجیب به تن دارد و اسمش هم «مومو» یا یک چنین چیزی است.

9789646579408
۱۳۸۶
۳۰۶ صفحه
۴۵۸ مشاهده
۲ نقل قول
میشل انده
صفحه نویسنده میشل انده
۱ رمان Michael Andreas Helmuth Ende was a German writer of fantasy and children's literature. He was the son of the surrealist painter Edgar Ende. He died in Stuttgart (Germany) of stomach cancer.

Ende was one of the most popular and famous German authors of the 20th century, mostly due to the enormous success of his children's books. However, Ende was not strictly a children’s author, as he also wrote books for adults. Ende claimed, "It is for this child in ...
مجموعه‌ها