رمان ایرانی

سال‌های ابری 3 و 4 (2 جلدی)

چشمه
۹۷۸۹۶۴۶۱۹۴۶۵۶
۱۳۸۳
۷۹۰ صفحه
۳۸۳ مشاهده
۱۰ نقل قول
دیگر رمان‌های علی‌اشرف درویشیان
قصه‌های آن سال‌ها
قصه‌های آن سال‌ها
سلول 18
سلول 18 «سلول 18» داستان مبارزه است، مبارزه علیه دیکتاتوری محمد‌رضا پهلوی، در روزگاری که ساواک پنجه بر جان جوانان و مبارزین می‌کشید و در شکنجه‌گاه‌هایش می‌کوشید تا کمر دلاوران را خم کند. ...
همراه آهنگ‌های بابام
همراه آهنگ‌های بابام وقتی که خوشحالیم مادرم خیلی خوب می‌رقصد. زن‌های همسایه با تشت دایره می‌زنند و مادرم رقص کردی می‌کند و رقص شاطری هم بلد است. اما هیچ وقت جلوی پدرم نمی‌رقصد. پدرم هر وقت عصبانی می‌شود به ما می‌گوید:‹‹ای رقاص‌های بی‌آبرو.›› و معلوم است که از رقص بدش می‌آید. من نمی‌دانم که مادر من که این قدر خوب است چرا هیچ‌وقت عکسش ...
آب‌شوران
آب‌شوران پس از آن که کیسه‌کشیدنمان تمام می‌شد، نوبت من می‌رسید که بابام را کیسه بکشم، چون پسر بزرگتر بودم. در حالی که او را کیسه می‌کشیدم، مرتب می‌گفت:‹‹سفت بکش! سفت‌تر! مگر نان نخورده‌ای، ای مجنون لاغر؟!›› تمام زورم را می‌زدم ولی باز بابام راضی نبود. ـ از یارو بمال! چند نفری که دور و برمان نشسته بودند. ناگهان ساکت می‌شدند و رو به ...
از این ولایت
از این ولایت عید که شد، پیرهن قرمزی با گل‌های آبی برایش دوختند، دست و پایش را حنا بستند و با ویس مراد و خداداد پیش براخاص رفتند. مادربزرگ در آغوشش کشید، و بوییدش. چشم‌هایش کم‌سوتر شده بود. دست‌های زبر مادربزرگ را بوسید. به اسپندهای نخ‌شده، نگاه کرد. به گوشه اتاق نگاه کرد. مادربزرگ چند تا نقل چرک‌آلود که از مدت‌ها قبل نگه ...
مشاهده تمام رمان های علی‌اشرف درویشیان
مجموعه‌ها