رمان خارجی

تصویری در آینه

(Mirror image)

9789649206509
۱۳۷۹
۴۴۸ صفحه
۹۴۳ مشاهده
۰ نقل قول
دانیل استیل
صفحه نویسنده دانیل استیل
۲۷ رمان دانیل استیل بیش از 80 رمان نوشته است.کتاب های او بیش از 580 میلیون نسخه فروش داشته است.او توانسته رکوردی در کتاب رکوردهای گینس ثبت کند. دانیل استیل در شهر نیویورک به دنیا آمد.او هرچند که در آمریکا به دنیا آمده است اما بخش اعظم کودکی اش را در فرانسه گذرانده است.مادر پرتغالی او وقتی دنیل دوساله بود از پدر آلمانی اش جدا شد. دنیل در فرانسه و سوییس تحصیل کرد سپس به آمریکا بازگشت.و همزمان در دانشگاه نیو یورک ...
دیگر رمان‌های دانیل استیل
عقاب تنها
عقاب تنها وقتی از ماشین پیاده شدند اشک در چشمان کیت جمع شده بود. کیت به آرامی گفت: جو زنده بمان، دوستت دارم. کیت حرف‌های زیادی برای گفتن داشت اما نمی‌خواست جدایی را سخت‌تر از این کند... دیگر نمی‌توانست جدایی را تحمل کند اما می‌دانست چاره‌ای ندارد و باید قوی باشد. هر روز سربازان و دختران جوان زیادی با اشک از هم ...
2 خواهر 2 زندگی متفاوت
2 خواهر 2 زندگی متفاوت کالین با مهربانی گفت: ـ همین روزها، تو هم یکی از این دسته گل‌ها خواهی داشت! سپس به آرامی آن را از ویکتوریا گرفت، روی میز گذاشت و او را به پیست رقص برد. ویکتوریا زن زیبایی بود. همیشه هم بود اما خودش این واقعیت را نمی‌دانست. حالا دیگر از زیبایی خودش مطمئن بود. وقتی چشم در چشم کالین دوخت، ...
آن‌گاه که عشق می‌میرد
آن‌گاه که عشق می‌میرد آن‌ها لحظاتی در کنار هم روی کاناپه نشستند و بعد از معاشقات فراوان و اظهار علایق برای استراحت آماده شدند. آن شب نوشیدنی خنکی که برای آن‌ها در نظر گرفته شده بود، هر دویشان را بیشتر به شور هیجان خاص انداخته بود. هیچیک از آن‌ها تا آن روز چنان احساسی نداشتند. از ذره ذره وجود یکدیگر لذت می‌بردند. گویی لذایذ ...
بازتاب
بازتاب دانیل استیل در پس زمینه تاریخی، داستان دل‌انگیزی از عشق و جنگ خلق می‌کند. قصه‌ای از کار سرنوشت و خیانت و گذر زمان بر سه نسل از زنان، سختی‌هایی که متحمل می‌شوند، فداکاری‌های بی‌پایانی که می‌کنند و بازتاب کارهای آنها. تابستان 1915 است و جنگ در اروپا زبانه می‌کشد. در کشاکش جنگ، عشق پرشوری بین آنتونین و بیتا شکل می‌گیرد. ...
بازگشت به زندگی
بازگشت به زندگی حقیقت داشت، حقیقت داشت. تردیدها و اوقات ناخوشی با او داشتم. ولی عاشقش بودم. در حالی که باز اشک بر گونه‌هایم جاری بود به تام نگاه کردم، و احساس جرات کردم. ـ من عاشقش بودم. ـ می‌دونم که بودی، ولی شجاع باش گیل. نیمه راه جا نزن. هیچ‌وقت گذشته را به دست نخواهی آورد و او هم دیگه زنده نخواهد ...
مشاهده تمام رمان های دانیل استیل
مجموعه‌ها