رمان خارجی

آدم‌کش‌ها

داستان زندگی و مرگ آندرو پترای یکی از شخصیت‌های متمول و سیاسی جناح راست آمریکاست که در کارهایش به صداقت و بی‌باکی معروف است. اما داستان بیش‌تر به نزدیکان و بازماندگانش نگاه می‌کند و به کندوکاو در زندگی و شخصیت‌های درونی آن‌ها می‌پردازد. برادرانش «هاچ» و «استفان» و بیوه جوانش «یو‌آن» از اعضای یک خانواده معروف و برجسته اجتماعی هستند به هر حال با این اتفاق از دیگران سوا می‌شوند و هر یک از آن‌ها در انزوا با دشمن درونی خودشان تنها می‌مانند، با آدم‌کش درون خودشان. و در حالتی از ترس و انجماد به این واقعیت می‌رسند که مرگ آندرو به طور ناخواسته پرده از نفرت، عشق و اعتقادات مذهبی آن‌ها برداشته. همه احساسات و عواطفی که قبلا آن‌ها را از حس تهی بودن و کابوس‌های شبانه‌شان بر حذر می‌داشت. درگیری‌های ذهنی و جدال با واقعیت‌های پیش رو در همان حالی که درگیر فاجعه بودند آن‌ها را دربر می‌گیرد و عوالمشان که شامل دنیای شخصی و زندگی سیاسی‌شان است را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

علی قانع
9786001820465
۱۳۹۱
۶۰۸ صفحه
۸۳۱ مشاهده
۰ نقل قول
جویس کرول اوتس
صفحه نویسنده جویس کرول اوتس
۱۶ رمان Joyce Carol Oates is a recipient of the National Book Award and the PEN/Malamud Award for Excellence in Short Fiction. She is also the recipient of the 2005 Prix Femina for The Falls. She is the Roger S. Berlind Distinguished Professor of the Humanities at Princeton University, and she has been a member of the American Academy of Arts and Letters since 1978. Pseudonyms ... Rosamond Smith and Lauren Kelly.

دیگر رمان‌های جویس کرول اوتس
سیاهاب
سیاهاب جویس کرول اوتس داستانی تکان‌دهنده را که به صورت اسطوره‌ای آمریکایی درآمده است پیش روی خود می‌گذارد و از آن رمانی پر قدرت و و بهت‌انگیز درباره‌ی قدرت سیاسی می‌آفریند. او در این اثر که ((سیاهاب)) نام می‌گیرد، خواننده را با روایتی ماهرانه به دنیای گذشته و حال و نیز تن و جان قهرمان خود می‌برد. کلی کلیهر ((دختر خوب)) و ...
اشتهای آمریکایی
اشتهای آمریکایی رمان اشتهای آمریکایی احساس امنیت اخلاقی خواننده را نشانه می‌گیرد و تیرش به هدف می‌خورد. «نشریه گلمر»
وقتی دختر کوچکی بودم و مادرم مرا نمی‌خواست
وقتی دختر کوچکی بودم و مادرم مرا نمی‌خواست حالا همه‌شون مرده‌ن. همه‌شونو دوست داشتم، ولی... من تنها کسی‌ام که باقی مونده‌م. گاهی اوقات فکر می‌کنم: روح آدم عینا کبریتیه که آتیش گرفته! یه مدت شعله می‌کشه و بعدش... و بعدش دیگه همین. حالا دیگه خیلی گذشته، ولی من هنوز یادمه یه گوشه قایم شده بودم که گریه کنم. موقعی که دختر کوچیکی بودم و مادرم منو نمی‌خواست.
خوب شد شناختمت و داستان‌های دیگر
خوب شد شناختمت و داستان‌های دیگر هرچند که می‌دانست، یا باید می‌دانست که ساعات طولانی تنهایی نه تنها به تمرکز او کمکی نخواهد کرد، بلکه تنها او را برای دقایقی طولانی و بی‌پایان سر جای خود می‌نشاند تا با حالتی مسحور و شیفته به درختان بیرون پنجره اتاق مطالعه‌اش خیره بماند... و همین‌طور که تاریکی همه جا را فرا می‌گیرد، انعکاس شبح‌گونه خود او در قاب ...
جایزه بگیر
جایزه بگیر نمی‌دانم روح وجود دارد یا نه. به درون خودم نگاه می‌کنم، مثل نگاه کردن به درون چاهی قدیمی که هر لحظه امکان ریزش دارد. ممکن است تعادلت را از دست بدهی و بیفتی و هیچ آبی هم در چاه وجود نداشته باشد که نجاتت دهد. آهای؟ آهای؟ کسی اونجاست؟
مشاهده تمام رمان های جویس کرول اوتس
مجموعه‌ها