رمان ایرانی

و فقط خاطره‌هاست 2 (2 جلدی)

در گذرگاه زمان خیمه شب‌بازی دهر با همه تلخی و شیرین خود می‌گذرد عشقی‌هایی می‌میرند رنگ‌ها رنگ دگر می‌گیرند و فقط خاطره‌هاست که چه شیرین و چه تلخ دست ناخورده به جایی مانند.

البرز
2500110003123
۱۳۹۱
۵۰۲ صفحه
۵۴۵ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
دیگر رمان‌های بهیه پیغمبری
بخت طوبی
بخت طوبی
دل‌افروز (آنکه بر دل آتش می‌زند)
دل‌افروز (آنکه بر دل آتش می‌زند) با چند قدم سریع خودم رو به والر رسوندم و دستام رو بی‌اختیار روی حرارتی گرفتم که از کتری برمی‌خاست. بعد از گرم شدن دستام اونا رو به بینی و دهنم چسبوندم تا گرمشون کنم. این‌طوری لرزیدنم کمتر معلوم می‌شد. به خصوص لب و دهنم به شدت می‌جنبید و از حرکت اونا دندونام به هم می‌خورد. این در حالی بود ...
چلچراغک
چلچراغک وقتی به تهران رسیدند انگار عطر همه چیز تغییر کرده بود.شیشه اتومبیل فیاتی که در آن نشسته بودند را پایین داد تا بوی پاییز را بهتر احساس کند.راهی منزل خاله‌اش بود اما پاییز زودتر از شهر آنان سراغ تهران آمده بود.این را از بویی که در هوا می‌پیچید و از پنجره ماشین به درون می‌آمد فهمید.به راننده دستور دادتا نام ...
عشق و عطش
عشق و عطش احساساتی عمیق و سر به طغیانی در من بنای جوشیدن گذاشت.مطمئن بودم پس از سال‌ها سرما و برودت در کنج قلبم احساس گرما و حرارت می‌کنم. خون گرمی بدنم را داغ می‌کرد، آن‌چنان که در عطش حس مرموزی می‌سوختم. به چشمانش زل زدم. دریای عظیمی از عشق و محبت در چشمانش به طوفان افتاده و تا ساحل نگاهم پیش می‌آمد. ...
مشاهده تمام رمان های بهیه پیغمبری
مجموعه‌ها