مجموعه داستان خارجی

عبور از مرز (مجموعه داستان‌های کوتاه از نویسندگان مطرح و معاصر)

داستان‌های این مجموعه، نمونه شاخصی از نثر نویسندگان معروف و معاصر همچون جویس کرول اوتس، توبیاس وولف، کورت ونه‌گات، ولادیمیر ناباکوف و تنها داستان کوتاه شاعر مشهور انگلیسی، سیلویا پلات است که هر یک در نوع خود بی‌نظیرند. اما در این میان داستان‌های جویس کرول اوتس که یکی از پرکارترین و مطرح‌ترین نویسندگان معاصر آمریکاست، بیشتر خودنمایی می‌کنند. وی در داستان‌هایش همواره با قوای احساسی و منطقی راوی، واقعیت‌ها را لمس می‌کنند و شرح می‌دهند. کارنامه پربار ادبی اتس مملو از جوایز متعدد است که آخرین آن، برگزیده جایزه ادبیات فانتزی 2011 می‌باشد.

رویا بشنام
2500110001327
۱۳۹۱
۱۷۶ صفحه
۱۰۴۹ مشاهده
۰ نقل قول
جمعی از نویسندگان
صفحه نویسنده جمعی از نویسندگان
۲۸۵ رمان ...
دیگر رمان‌های جمعی از نویسندگان
رست‌خیز (24 روایت از روضه‌هایی که زندگی می‌کنیم)
رست‌خیز (24 روایت از روضه‌هایی که زندگی می‌کنیم) -
بانوی بهشتی
بانوی بهشتی خواننده‌ی جوان و عزیزم، تو باید بدانی که من از سال‌های جنگ و اشغال کشورمان نفرتی عمیق دارم؛ زمانه‌ای که به جای کتاب و قلم، تپانچه و نارنجک در دست‌هامان می‌چپاند و به‌جای این‌که به ما راه زیستن را بیاموزد، امر به مردن می‌کرد...
آوای جاودان دختران ایرانی و 87 داستان کوتاه دیگر از ایران باستان
آوای جاودان دختران ایرانی و 87 داستان کوتاه دیگر از ایران باستان پادشاه مهرداد، تکانی خورد. با خود گفت: چگونه چنین دختران دانایی در این مرز و بوم زندگی می‌کنند و او خود نمی‌داند. آن شب تا به پگاه خورشید، مهرداد اشکانی، نخستین پادشاه دودمان اشکانیان در تمام مدت به گفته‌های آنها اندیشید. فردای آن روز پادشاه ایران با تنی چند از نزدیکان به خانه‌ای که روز پیش ندا از آن شنیده بود رفت ...
سیب سرخ
سیب سرخ شب است عیسابکف نشسته است و فکر می‌کند نامه‌اش را چه طور شروع کند؟ در این نامه چه باید بنویسد؟ این کار بسیار مشکل، و تقریبا غیر ممکن است چه چیزها که برای گفتن وجود دارد، خیلی حرف‌ها جمع شده‌اند! آیا زن اعتراف‌های او را که خیلی دیر صورت می‌گیرد درک خواهد کرد؟
روزی روزگاری دیروز
روزی روزگاری دیروز 1 شب درست بعد از پنجاهمین سالگرد تولدم، در باری را که از خانه دوران کودکی‌ام چندان فاصله‌ای نداشت باز کردم. پدرم، در راه برگشت به خانه از دفترش در لندن، آن‌جا بود و به پیشخان تکیه داده بود. مرا نشناخت، اما من از این‌که پیرمرد را دوباره می‌دیدم خوشحال و تقریبا هیجان‌زده شده بودم به خصوص که او 10 ...
مشاهده تمام رمان های جمعی از نویسندگان
مجموعه‌ها