رمان خارجی

جنایت‌های میهن‌پرستانه

(One two buckle my shoe)

بست و چهار ساعت بعد جپ به پوآرو زنگ زد و با لحن بسیار ناراحت‌کننده گفت: آن حرف‌ها را بینداز دوز! همه را! منظورت چیه، دوست عزیز؟ مورلی خودکشی کرده. ما دلیلش را پیدا کردیم. چی بود؟

هرمس
9789643637750
۱۳۹۱
۲۴۴ صفحه
۸۶۲ مشاهده
۰ نقل قول
آگاتا کریستی
صفحه نویسنده آگاتا کریستی
۱۱۲ رمان بانو آگاتا کریستی، نویسنده انگلیسی داستان‌های جنایی و ادبیات کارآگاهی بود. او با نام مستعار ماری وستماکوت (به انگلیسی: Mary Westmacott) داستان‌های عاشقانه و رومانتیک نیز نوشته‌است، ولی شهرت اصلی او بخاطر ۶۶ رمان جنایی اوست. داستان‌های آگاتا کریستی، بخصوص آن دسته که در باره ماجراهای کارآگاه هرکول پوآرو و یا خانم مارپل هستند، نه تنها لقب «ملکه جنایت» را برای او به ارمغان آوردند بلکه وی را به‌عنوان یکی از مهم‌ترین و مبتکرترین نویسندگانی که در راه توسعه و ...
دیگر رمان‌های آگاتا کریستی
موج‌سواری
موج‌سواری در زندگی هر آدمیزادی موجی است، که اگر آن را موقع مد دریابد و بر آن سوار شود قرین مکنت و نیک‌بختی می‌شود ولی اگر از آن غفلت کند در سفر زندگی اسیر گرداب نکبت و شوربختی خواهد شد. همه ما در چنین دریای پهناوری شناوریم، پس باید به موقع آن موج را بشناسیم و بر آن سوار شویم وگرنه ...
خانه‌ای در شیراز
خانه‌ای در شیراز غرغر و دعوا و فریادی غضب‌آلود که آخر با این کلاه من چه‌کار دارید و صدای به‌ هم خوردن در و آقای پکینگتون که راه افتاد تا به قطار ساعت هشت و چهل و پنج دقیقه سیتی برسد. خانم پکینگتون سر میز صبحانه نشست. با صورتی برافروخته لبهایش را ورچیده بود و اگر این آخر کاری عصبانیت جای غم و ...
راز قطار آبی
راز قطار آبی خانم آگاتا کریستی بدون شک پرآوازه‌ترین نویسنده داستان‌های پلیسی جنایی در سراسر جهان است. قهرمان بسیاری از داستان‌های او یک کاراگاه باهوش کوتاه قد و بذله‌گوی بلژیکی به نام هرکول پوارو است که نظیر خالق خود، در بین ادبیات پلیسی، شهرت و محبوبیت فراوانی دارد.
آگهی سری
آگهی سری دارن اول زن‌ها و بچه ها رو نجات می‌دن... شما آمریکایی هستین خانم، درسته؟ خب معلومه!افتخار می‌کنم که آمریکایی‌ام! چی می‌خوای» همراه من استادیه که تاثیر بزرگی روی منفقین می‌ذارد. این اسناد رو باید نجات داد! از من می‌گیریدشون؟ باشد این کار رو می‌کنم! اما بعدش چی کارشون کنم؟
ماجراهای تامی و توپنس
ماجراهای تامی و توپنس ... اما وقتی در حال عبور از زمین شماره هفتم بودند به نظر می‌رسد مرد یکدفعه دیوانه می‌شود و اسلحه شش لولی از جیبش درمی‌آورد، آن را در هوا می‌چرخاند و می‌گوید:«دیگر جانم به لبم رسیده و هر چیزی بالاخره روزی به پایان می‌رسد! من داغان هستم و می‌خواهم خودکشی کنم. تو هم باید با من بمیری. او بارانی دوریس ...
مشاهده تمام رمان های آگاتا کریستی
مجموعه‌ها