رمان ایرانی

در این داستان "مریم" زنی است که پس از چهار سال از زندان آزاد می‌شود؛ او که دختری تحصیل کرده در فرنگ و از خانواده‌ای اصیل و سرشناس است در زندان با دختری به نام "نرگس" آشنا می‌شود. او پس از رهایی نزد خانواده‌اش و مادرش "خانوم" باز می‌گردد که مادر چندی پس از آزادی او می‌میرد. مریم در بیمارستان گفته‌ها و داستان‌ زندگی مادرش را مرور می‌کند که شرح آن در داستان آمده است....

علم
2500110012651
۱۳۸۷
۶۴۰ صفحه
۵۷۰ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
مسعود بهنود
صفحه نویسنده مسعود بهنود
۱۲ رمان مسعود بهنود نویسنده، روزنامه‌نگار بازیگر[نیازمند منبع] و فیلمساز ایرانی است. وی کارش را به عنوان روزنامه‌نگار از سال ۱۳۴۲ شروع کرد و آثاری در زمینهٔ سیاست و تاریخ معاصر ایران نگاشته‌است. بهنود به‌عنوان یک روزنامه‌نگار در روزنامه‌های متفاوتی از جمله آیندگان و تهران مصور کار کرده‌است. او بیش از بیست روزنامه و مجله را بنیان نهاده‌است، که هیچ یک از آن‌ها در حال حاضر منتشر نمی‌شوند. ازجمله فیلم‌های او می‌توان به حضور او به عنوان بازیگر و نویسنده در فیلم ...
دیگر رمان‌های مسعود بهنود
از دل گریخته‌ها
از دل گریخته‌ها از دل گریخته‌ها، در حقیقت از دلی نگریخته‌اند، همچنانند که همه آدم‌ها و همه وقایع که فراموش می‌شوند. آیا اگر دوباره به یادها آورده شوند، در دل‌ها جا می‌گیرند؟ این وسوسه‌ای است که آدمی را وا می‌دارد تا از کنج صندوق‌خانه یاد بیرونشان آورد و بر صفحه سفید بسپارد، شاید دوباره در دل‌ها جایی بگیرند. از دل گریخته‌ها، قصه نیستند که ...
شاید حرف آخر
شاید حرف آخر
ضد یادها
ضد یادها این مجموعه انتخابی است از یادداشت‌های کتاب‌چه‌ای قدیمی که صدها نقل، خاطره و برخورد را در طول سی سال در آن نوشته‌ام. بی هیچ ترتیب و آدابی، از آن میان چندتایی را بیرون کشیده‌ام. این‌ها را ضد یاد نام نهاده‌ام، نامی از ضد خاطرات آندره مالرو برگرفته‌ام چرا که باورم هست این‌ها نه خاطرات است و نه یادها.
کوزه بشکسته
کوزه بشکسته طاهره خانم باریک با صورت زرد لاغر، دو تا ابروی وسمه کشیده پررنگ بالای چشم‌های سیاه گود افتاده، همان طور قرآن می‌خواند و از وقتی قابله نرسیده زائو از حال رفت، کلام خدا را با تاکید بیش‌تری تلاوت می کرد. گویا امید از نرگس بریده بود. هر بار که نور می‌افتاد تو اتاق گویی طاهره خانم ملکه‌ای بود مومیایی شده، ...
امینه
امینه اول این را روشن کنم که می‌خواهم برایتان قصه بگویم. یک قصه تاریخی. می‌توانید فرض کنید که اصلا هیچ یک از شخصیت‌ها واقعی نیستند. راستی هم آن‌ها افسانه‌اند، به خصوص خود «امینه». من در بعدازظهر یک روز پاییزی به فکر او افتادم. یعنی خودم نیفتادم، آن کسی من را به این فکر انداخت که حالا برای خودش کسی شده و ...
مشاهده تمام رمان های مسعود بهنود
مجموعه‌ها