رمان خارجی

سلوک به سوی صبح

(Die morgenland fahrt)

سفر ما به سوی صبح و حلقه‌ی ما، یعنی پیوندی که بنیاد آن بود، مهم‌ترین، بلکه تنها چیز ارجمند زندگی من بود، چیزی بود که وجود من در کنار آن سخت ناچیز می‌نمود و اکنون که می‌خواهم این مهم‌ترین چیز، یا دست‌کم چیزکی از آن را، ثبت کنم و محفوظ بدارم، آن‌همه را جز توده‌ای تصویر پاشیده از هم نمی‌یابم که در چیزی بازتابیده‌اند و این چیز «من» این بنده است و این من، این صفحه‌ی آبگینه را، هر جا که از آن سوالی دارم، جز هیچ، جز پوسته‌ی زبرین سطحی شیشه‌ای، نمی‌یابم.

سروش حبیبی
ماهی
9789642091614
۱۳۹۲
۱۲۸ صفحه
۸۶۸ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
هرمان هسه
صفحه نویسنده هرمان هسه
۳۶ رمان هرمان هسه ادیب، نویسنده و نقاش آلمانی - سوییسی و برندهٔ جایزه نوبل سال ۱۹۴۶ در ادبیات. وی در (۲ ژوئیه ۱۸۷۷ میلادی) در شهر کالو (Calw) واقع در استان بادن-وورتمبرگ زاده شد. پدر هرمان هسه مدیریت مؤسسه انتشارات مبلغین پروتستان را به عهده داشت. مادرش دختر هندشناس معروف، دکتر«هرمان گوندرت» و مدیر اتحادیه ناشران کالو بود. کتاب‌خانه بزرگ پدربزرگ و شغل پدر، اولین باب آشنایی هرمان هسه جوان با ادبیات بود. از طریق پدر و مادرش که مبلغان مذهبی در ...
دیگر رمان‌های هرمان هسه
نرگس و زرین‌دهان
نرگس و زرین‌دهان
روزالده
روزالده شرح حال نقاشی به نام یوهان وراگوت با خلق و خوی همه هنرمندان پرآوازه، دمساز با عزلت و مانوس با غوغای درون. او در خلال وقایعی که در زندگی شخصی با آن روبه‌روست، به خودیابی راه می‌یابد و به عشق واقعی می‌رسد که از خود گذشتن و دوست را بر خویشتن مقدم دانستن است.
سفینه زندگی (پیتر کامنتزیند)
سفینه زندگی (پیتر کامنتزیند) سفینه زندگی درباره پسر بچه‌ای است که فقیر ولی با استعداد است و سرانجام تا حدی به رفاه مادی می‌رسد. او نهایتا پی می‌برد که در عشق، در تلاش‌های عقلانی، در هنر، موسیقی و حتی در امور مادی نیز به مقصود نرسیده و ناکام مانده است. مجموع این قضایا او را به انزوا می‌کشاند و سبب می‌شود تا خود را ...
نارسیس
نارسیس لیدیا با صدایی آهسته به او گفته بود:«نازنینم، آرزوی من خوشبختی و سعادت توست و اصلا راضی به ناراحتی و رنج تو نیستم. سرورم من را عفو کن که تو را به خودم وابسته کرده‌ام... سرنوشت من در این دنیا این است که سال‌ها در غم از دست دادن تو خون دل بخورم و رنج بکشم، ولی چه باک که ...
گرترود
گرترود هر بار که پس از سال‌ها التهاب و انزوا از درون سکوتم آهنگی و آوازی سر می‌دهم، احساس می‌کنم آوایی است که از ازل به هر دوی ما تعلق داشته است. موات حق داشت. با گذر عمر، ارضای انسان‌ها از دوران جوانی فزونی می‌گیرد، من هنوز و همیشه در عالم رویا ندای جوانی‌ام را به مثابه آهنگی زیبا به گوش ...
مشاهده تمام رمان های هرمان هسه
مجموعه‌ها