رمان خارجی

نخستین تماس تلفنی از بهشت

باز هم میچ آلبوم و باز هم داستانی با موضوع ایمان. اگر یک روز صبح، زنگ تلفن به‌صدا درآید، گوشی را بردارید و صدای کسی را بشنوید که مدتی پیش از دنیا رفته باشد، چه می‌کنید؟ در این داستان، همین اتفاق برای ساکنان شهری در ایالت میشی گان می‌افتد و واکنش‌های خاصی را در پی دارد. کسانی که به آن دنیا و بهشت ایمان داشته باشند، با تمام وجود آن را باور می کنند، چون حتی برای یک بار دیگر که هم شده، میخواهند با عزیزانشان صحبت کنند؛ اما آن‌های که اعتقاد راسخی ندارند، انکارش می‌کنند. شاید گمان کنید این داستان خیالی است، اما نکته‌یجالبش در این‌جاست که می‌تواند حقیقت داشته باشد، چون اتفاق‌هایی که خواننده در متن با آن‌ها مواجه می‌شود، به این بستگی دارد که چقدر به آن‌ها اعتقاد داشته باشد. اگر ایمان داشته باشی، دیگر به اثبات نیاز نداری. (متن کتاب)

افراز
9786003261181
۱۳۹۳
۳۴۴ صفحه
۴۷۱ مشاهده
۰ نقل قول
میچ آلبوم
صفحه نویسنده میچ آلبوم
۲۷ رمان Mitchell David Albom is an author, journalist, screenwriter, playwright, radio and television broadcaster and musician. His books have collectively sold over 28 million copies worldwide; have been published in forty-one territories and in forty-two languages around the world; and have been made into Emmy Award-winning and critically-acclaimed television movies.
دیگر رمان‌های میچ آلبوم
در بهشت 5 نفر منتظر شما هستند
در بهشت 5 نفر منتظر شما هستند میچ آلبوم، نویسندة کتاب پرفروش سه‌شنبه‌ها با موری، پس از سال‌ها انتظار با رمان جذاب و تازه‌ای به نام پنج نفری که در بهشت ملاقات می‌کنید بازمی‌گردد. در این رمان رازی سر به مهر نهفته است. اِدی کهنه سربازی است که عمری را به ملال گذرانده و احساس می‌کند که در تلة زندگی به دام افتاده است. او تعمیرکار ماشین‌های ...
1 روز بیشتر
1 روز بیشتر
1 روز دیگر
1 روز دیگر اگر به شما فرصت می‌دادند ،فقط یک بار به گذشته برگردید،و اشتباهاتی را که در زندگی مرتکب شده‌اید،جبران کنید،آیا از آن فرصت استفاده می‌کردید؟برای یک روز دیگر شما را به لبخند وا می‌دارد.شما را مشتاق می کند.باعث می‌شود حسرت گذشته‌ها اشک به چشم‌تان بیاورد.اما مهم‌تر از همه ،شما را وا‌میدارد به قدرت ابدی عشق مادر،ایمان بیاورد
تارهای جادویی فرانکی پرستو
تارهای جادویی فرانکی پرستو راهبه زیر لب می‌گفت: «ترانکوئیلا. ترانکوئیلا.» باران مثل چکش بر سقف می‌کوبید. صدای رعد و برق شبیه درام نقاره بود. در طبقه پایین، شورشیان سالن اصلی را به آتش کشیده بودند. شعله‌های آتش مثل صدای همزمان صدها کاستانت ترق و تروق می‌کردند. آن‌هایی که از کلیسا فرار نکرده بودند با صدای بلند فریاد می‌کشیدند و جیغ‌های ملتمسانه‌شان با صدای داد ...
1 روز دیگر (کتاب سخنگو...
1 روز دیگر (کتاب سخنگو... گوینده: میکاییل شهرستانی اگر این فرصت دست می‌داد که می‌تونستید با عزیز از دست رفته‌ای فقط یک روز دیگر هم بگذرانید، فقط یک بار به گذشته برگردید و اشتباهی را جبران کنید، چه می‌کردید؟ پدر چارلی بنه‌تو در کودکی به او گفت: تو می‌توانی پسر مامان باشی یا پسر بابا اما نه هر دو. او هم پدرش را انتخاب کرد. جند دهه ...
مشاهده تمام رمان های میچ آلبوم
مجموعه‌ها