رمان خارجی

سه‌شنبه‌ها با موری مرد پیر مرد جوان و بزرگترین درس زندگی

(Tuesdays with morrie)

فرزانگی و شفافیت با زیبایی هر چه تمام در این کتاب نوشته شده، و علی‌رغم پیچیدگی‌های زندگی، سادگی را عاشقانه انتقال داده (دکتر ام اسکات پک). گنجینه‌ای باورنکردنی، درکی از مرگ بشر، راهنمایی مهم و سرچشمه روشنگری. کتاب مرشدی که تجربه مرگ‌اش را سهیم می‌شود، با دانش و بینشی ژرف، آماده مواجهه با پدیده مرگ خواهیم شد. من با این کتاب خندیدم، گریه کردم، و پنج جلد از آن را برای فرزندان‌مان سفارش دادم.

قطره
۹۷۸۹۶۴۳۴۱۳۱۳۲
۱۳۹۳
۲۶۴ صفحه
۱۰۲۴ مشاهده
۷۹ نقل قول
بازی نویسنده را حدس بزن
نسخه‌های دیگر
میچ آلبوم
صفحه نویسنده میچ آلبوم
۲۵ رمان Mitchell David Albom is an author, journalist, screenwriter, playwright, radio and television broadcaster and musician. His books have collectively sold over 28 million copies worldwide; have been published in forty-one territories and in forty-two languages around the world; and have been made into Emmy Award-winning and critically-acclaimed television movies.
دیگر رمان‌های میچ آلبوم
ذره‌ای ایمان داشته باش
ذره‌ای ایمان داشته باش میچ آلبوم را بیشتر با کتاب سه‌شنبه‌ها با موری می‌شناسند، کتابی که مدتی در صدر پرفروش‌ترین کتاب‌های نیویورک تایمز و وال استریت ژورنال قرار گرفت و نامش از مرزهای کشورش خارج شد. اما پیش از آنکه نویسنده باشد، روزنامه‌نگار، منتقد ورزشی و مجری رادیو و تلویزیون است. مردم آمریکا نقدها و گزارش‌های او را درباره فوتبال و بسکتبال به یاد ...
سه‌شنبه‌ها با موری
سه‌شنبه‌ها با موری آخرین کلاس استاد قدیمی من هفته‌ای یک‌بار در خانه‌اش برگزار می‌شد؛ کنار پنجره اتاق مطالعه‌اش، جایی که می‌توانست ریزش برگ‌های صورتی گیاه بامیه‌اش را تماشا کند. کلاس سه‌شنبه‌ها بعد از صبحانه برگزار می‌شد. موضوع کلاس مفهوم زندگی (هستی‌شناسی) بود. همه چی بر اساس تجربیات آموزش داده می‌شد.
وقت‌نویس
وقت‌نویس وقت‌نویس داستانی است درباره مفهوم زمان و از زمان‌های خیلی دور آغاز می‌شود، از زمان پیدایش تاریخ انسان، با پسرکی پابرهمه در حال دویدن از تپه‌ای. جلوی او دخترکی پابرهنه. پسر سعی می‌کند دختر را بگیرد. معمولا دختر و پسرها این‌طوری‌اند. برای این دو، همیشه همین‌طور خواهد ماند.
تارهای جادویی فرانکی پرستو
تارهای جادویی فرانکی پرستو راهبه زیر لب می‌گفت: «ترانکوئیلا. ترانکوئیلا.» باران مثل چکش بر سقف می‌کوبید. صدای رعد و برق شبیه درام نقاره بود. در طبقه پایین، شورشیان سالن اصلی را به آتش کشیده بودند. شعله‌های آتش مثل صدای همزمان صدها کاستانت ترق و تروق می‌کردند. آن‌هایی که از کلیسا فرار نکرده بودند با صدای بلند فریاد می‌کشیدند و جیغ‌های ملتمسانه‌شان با صدای داد ...
اولین تماس تلفنی از بهشت
اولین تماس تلفنی از بهشت باید از نو شروع کرد. این چیزی است که دیگران می‌گویند. اما زندگی، بازی نیست و از دست دادن یک عزیز هرگز به معنی «از نو شروع کردن» نیست. بیش‌تر شبیه ادامه زندگی بدون اوست. آدم با ترس زندگیشو می‌بازه... به مرور زمان... هر چه‌قدر بترسیم، از ایمانمون کم می‌شه. هر زندگی دو داستان دارد؛ داستانی که شما در آن ...
مشاهده تمام رمان های میچ آلبوم
مجموعه‌ها