رمان ایرانی

ساعت ویرانی

یک چیزهایی را تو نمی دانی. یک چیزهایی را هنوز نگفته ام. به هیچکس نگفته ام. چیزهایی که گفتنش هم می تواند ویران کند. می تواند همه چیز را به هم بریزد. از گفتنش هم می ترسیدم. هنوز هم می ترسم، اما اجتناب ناپذیر است. باید روزی می گفتم و شاید امروز همان روز است. روزی که قرار است همه چیز به هم بریزد. روز ویرانی. ساعت ویرانی. روز و ساعت برملا شدن رازهای سر به مهر.

مروارید
9789641912637
۱۳۹۳
۲۴۸ صفحه
۲۲۴ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های آرام روان‌شاد
به پشت سر نگاه نکن
به پشت سر نگاه نکن به اتاق بر می‌گردم. هم‌اتاقی‌ام آینه دستش است و می‌شمارد. با دقت به خودش در آینه خیره شده و حتی ریزترین چروک‌ها را هم جا نمی‌اندازد. روی تختم دراز می‌کشم و چشمانم را می‌بندم. نمی‌توانم خردشدن ذره ذره یک آدم را ببینم. یک‌دفعه خرد شوی، خیلی بهتر است تا ذره ذره.
توی این رختخواب نرم خوابم نمی‌برد
توی این رختخواب نرم خوابم نمی‌برد مجموعه‌ای که در دست دارید، گردآوری تعدادی از داستان‌های برگزیده‌ی جایزه‌ی ادبی صادق هدایت از سال 1380تا 1389 است. جایزه‌ی ادبی صادق هدایت، جایزه‌ای مستقل و معتبر برای داستان کوتاه بوده که از سال 1380 تا کنون، به همت بنیاد ادبی صادق هدایت و با مدیریت جهانگیر هدایت برگزار می‌شود. این جایزه‌ی ادبی، داستان‌نویسان مستعد و جوانی را به جامعه‌ی ...
مشاهده تمام رمان های آرام روان‌شاد
مجموعه‌ها