نمایش‌نامه

بازرس (کمدی در 5 پرده) نمایش‌نامه

در نمایشنامه گوگول با استفاده از از موضوعی نسبتا ساده نمایندگان ادارات مختلف یک شهر را در کنار هم گرد ‌آورده و کاستی‌های اخلاقی ‌آنان را به سخره می‌گیرد: خبر ‌آمدن یک بازرس به شهری دور‌افتاده شهردار را به هراس می‌اندازد و او با جمع کردن مسئولان ادارات مختلف می‌کوشند سر شکلی به اوضاع ‌آشفته شهر بدهد و برای پنهان کردن نابسامانیها و تخلفات خود و هم‌قطارانش تدبیری بیندیشد. از سوی دیگر مردم شهر نیز با خبردار شدن از ‌آمدن بازرسی به صرافت میافتند تا به هر وسیله اعتراض و دادخواهی خود را از شهردار به گوش بازرس برسانند...

هرمس
9789643636029
۱۳۹۳
۱۴۸ صفحه
۸۱۲ مشاهده
۰ نقل قول
نیکلای واسیلیویچ گوگول
صفحه نویسنده نیکلای واسیلیویچ گوگول
۴ رمان Ethel Portnoy komt uit een Russisch-Joodse familie die naar de Verenigde Staten is geëmigreerd. Ze groeide op in de Bronx te New York. Portnoy studeerde Frans en Spaans en haalde op haar twintigste haar doctoraal Frans. In 1950 vertrok ze naar Europa en ontving een beurs voor de Universiteit van Lyon. In die periode ontmoette ze onder andere Rudy Kousbroek en Simon Vinkenoog. Ze kwam in aanraking met het werk van de Vijftigers.

Portnoy werkte voor de Unesco, maar besloot in ...
دیگر رمان‌های نیکلای واسیلیویچ گوگول
پرتره
پرتره مرد نازنین مدت طولانی احمقانه ایستاد، چهره‌اش مثل علامت سوال بود. همان شب، چارت کوف سه‌پایه‌اش، بومهایش، تابلوهایش و همه وسایلش را به آپارتمان جدید فرستاد. بعد بهترین‌ها را چید و بقیه را گوشه‌ای انداخت، او شروع کرد به اندازه گرفتن اتاق‌ها در حالی که دزدکی به آیینه نگاه می‌کرد.
عروسی
عروسی در نمایشنامه عروسی چند خواستگار برای آنکه خود را در دل دختر دم بخت جا کنند ‌و در همان حال‌، سایر رقیبان را از چشم او بیندازند‌، به انواع و اقسام حیله‌ها و ترفند‌ها متوسل می‌شوند‌. گوگول در این نمایشنامه کاستی‌هایی را در شخصیت هر یک از قهرمانان اثر گنجاده است و با نمایش و گاه بزرگ‌نمایی این کاستیها و ...
قماربازان
قماربازان آلکسی: آقا بفرمائید اینجا، آقا این اطاق هم بسیار راحته و هم کوچیک، هسچ سر و صدائی نمیاد. ایخاریف همراه آلکسی و گابی (نوکر شخصی خودش) وارد می‌شود. ایخاریف: هیچ سر و صدائی نمیاد. با این وجود نباید این متخصصین پرش با مانع و سوارکارها را نادیده گرفت. آلکسی: می‌دانم، مقصود آقا اینست که اطاق کک دارد ولی خیالتون راحت ...
مشاهده تمام رمان های نیکلای واسیلیویچ گوگول
مجموعه‌ها