نمایش‌نامه

از پشت شیشه‌ها

(From windows behind)

اتاقی است خاکستری. دری سمت چپ، دری سمت راست، پنجره‌ای روبه‌رو. جلوی پنجره پرده خاکستری رنگی افتاده است. دو سه تابلو، یک گرام، یک کوزه عتیقه و یک کتابخانه کوچک تزیینات اتاق را تشکیل می‌دهند. وسط، یک میز بزرگ کشودار، و سه طرف آن سه صندلی دیده می‌شود... نور باید به گونه‌ای تنظیم شود که حرکت زمان را ثبت کند، و نوسان آن از بامداد به سوی غروب است...

رضا شیرمرز
قطره
9789643418748
۱۳۹۲
۱۶۳ صفحه
۳۱۵ مشاهده
۰ نقل قول
اکبر رادی
صفحه نویسنده اکبر رادی
۲۹ رمان اکبر رادی (۱۰ مهر ۱۳۱۸ - ۵ دی ۱۳۸۶) نمایش‌نامه‌نویس معاصر ایرانی بود.

اکبر رادی در شهر رشت زاده شد. او در ده سالگی به همراه خانواده به تهران مهاجرت کرد. رادی که دانش آموخته رشته علوم اجتماعی از دانشگاه تهران بود، تحصیل در دوره کارشناسی ارشد این رشته را نیمه کاره گذاشت و پس از طی دوره تربیت معلم، به شغل معلمی روی آورد.
دیگر رمان‌های اکبر رادی
لبخند باشکوه آقای گیل
لبخند باشکوه آقای گیل غروب. فروغ‌الزمان با لباس منزل کج نیمکت، کنار بخاری نشسته، سرش را مضطربانه روی دست تکیه داده است. صدای خفه موتور اتومبیل در باغ. فروغ‌الزمان سربلند می‌کند و گوش می‌گیرد. سپس با نور امیدی که در چهره‌اش دمیده، دستی به موهایش می‌کشد و از جا برمی‌خیزد. صدای گفتگوی نامفهوم از بیرون تالار. فروغ‌الزمان با اشتیاق یکی دو قدم طرف در ...
روی صحنه آبی 2 نمایش‌نامه (دوره آثار)
روی صحنه آبی 2 نمایش‌نامه (دوره آثار) اکنون در این طلوع قرن سوال تو این است: آیا صحنه‌های بزرگ را با چنین جثه‌های اندک می‌توان نوشت؟ آری، می‌توان نوشت. که از قضا آثار بزرگ را همیشه با کلمات کوچک نوشته‌اند. به شرط این که تو یک تار ابریشم ‎آبی میان حنجره داشته‌ باشی و یک غریزه زلال که از ذهن عصر عبور کرده است آنگاه نغمه‌ای در ...
شب به‌خیر جناب کنت و کاکتوس
شب به‌خیر جناب کنت و کاکتوس کسی که در نبش یک کوچه سنگفرش بارانی و آهنگ دور مه‌آلود آهسته قد کشیده، آنکه در اولین ملاقات با دین و آیین زنی را دیده است تمام در قامت آبی که محتشمانه ایستاده، آش را در دیگ بزرگ هیاتی چمچه می‌زد و می‌گفت دور دیگ گلاب بپاشند و خلوت کنند تا بانوی سیاهپوش نیمه‌شب بیاید و روی آش پنجه ...
باغ شب‌نمای ما
باغ شب‌نمای ما در این مقدمه خواننده محترم را دو نکته به عرض می‌رسانم، یکی اینکه باغ شب‌نمای ما با گروهی از کلمات نوشته شده است که در وقت خود گردش فعال داشته، در حوزه اشراف تهران مبادله می‌شده‌اند و با روح زبان معاصر ما هم چندان غریبه نیستند، یعنی گذشته از برخی واژه‌های نعش که دوران مصرف‌شان دیری است سرآمده عموما معنای ...
آهسته با گل سرخ
آهسته با گل سرخ تنها دیلمی است که دستمالی در می‌‌آورد، و در حالیکه عرق پیشانی‌اش را پاک می‌کند، می‌آید و بی حال توی مبل می‌افتد. و ساناز، که با ایست جلال آهی می‌کشد، و بی‌اختیار دستش را طرف او دراز می‌کند و می‌ماند... اینک صدای مبادله تک تیرها، رگبار مسلسل‌، انفجار شدید و آژیر آمبولانس صحنه را محاصره کرده است. سپس صدای شرشر ...
مشاهده تمام رمان های اکبر رادی
مجموعه‌ها