رمان ایرانی

دست‌نوشته‌ها

حالا گاهی خودم را سرزنش می‌کنم که چرا همان موقع از خانه بیرون نزدم. اما این سرزنش همیشگی نیست. بعضی وقت‌ها هم به خودم می‌گویم تو شاهد بودی. برای همین است که این‌ها را می‌نویسم. از در اتاق تو رفتم و همان‌جا خشکم زد. شاخه گل مریم جلو پاهایم افتاد. کبریت انگشتان لرزانم را سوزاند. چوب‌کبریت را انداختم. با عجله کبریت دیگری زدم. مرد میان‌سالی به پشت کف خاکی اتاق افتاده بود و چشمانش به سقف خیره بود.

نیماژ
9786003670594
۱۳۹۳
۱۴۴ صفحه
۲۳۶ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده فرهاد کشوری
۱۰ رمان Farhad Keshvari
دیگر رمان‌های فرهاد کشوری
ماموریت جیکاک (صدای سروش)
ماموریت جیکاک (صدای سروش) «بلند شدم رفتم از لابه‌لای تکه پارچه‌های رنگارنگ راه باز کردم و از اتاق بیرون زدم. از میان عوعوی سگ‌ها. صدای گوسفندها و گاوها به میان آبادی رسیدم که صنم را دیدم. بزغاله تازه‌زایی را بغل کرده بود و از میان در باز آغل نگاهم می‌کرد. هر بار می‌دیدمش، مهرش بیشتر به دلم می‌افتاد. آرزو می‌کردم کاش تنها ما دو ...
گره کور
گره کور
مردگان جزیره‌ موریس
مردگان جزیره‌ موریس پنجه خالی اش را از زیر بالش بیرون آورد.خیس عرق بود و قلبش چنان می‌زد که انگار می‌خواست از سینه‌اش بزند بیرون.مرد را نشناخت.شباهتی به کس یا کسان آشنایی داشت،اما ذهنش راه نمی‌داد و نمی‌دانست این شباهت به چه کسی است و کجا او را دیده.نشست بر روی تشک و به پرده ضخیم پنجره اتاق نگاه کرد.بلند شد سرپا،رفت ...
شب طولانی موسا
شب طولانی موسا
مشاهده تمام رمان های فرهاد کشوری
مجموعه‌ها