مجموعه داستان داخلی

مستر جیکاک

این خبرها مثل باد است. در چشم به‌هم‌زدنی همه‌جا می‌پیچد. آن‌ها که حیله در آستین دارند، شتاب می‌کنند. شب و روز خواب را بر خود حرام می‌کنند و اسب‌های‌شان را می‌تازند و دشت از پی دشت و کوه از پس کوه سم‌ها زمین را نقطه‌چین می‌کنند. برای چه؟ به خاطر ترس. به خاطر کار از دست نشدن، لو نرفتن کارها ، محکم کردن حقه‌ها ، خون‌هایی که باید بریزند و آدم‌هایی که باید سربه‌نیست کنند. این‌ها حرف‌های مستر است که می‌گویم.

نیماژ
9786003670198
۱۳۹۴
۱۳۶ صفحه
۳۱۳ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های احمد حسن‌زاده
خیال‌باز
خیال‌باز می‌گم: «چه موجودیه، خاله جان؟» بعد یهو خاله می‌ره تو فکرای خودش و چشمانش رو آروم می‌بنده، اما اون دو تا سیاره چشمش مدام زیر پلک در حرکتن، عین حرکت زمین و ماه دور خورشید، اون‌طوری. می‌گه: «خیال مثل عشق می‌مونه، بار اول که می‌آد سراغت مثل اولین بوسه جادویی تو عشقه، خب معلومه که جادوت می‌کنه. بار دومی که ...
آه ای مامان
آه ای مامان «... این زن، توی این سن، همین طور الکی ‌الکی شروع می‌کند به بازی کردن مثل بچه‌ها، اصلا هم کاری ندارد کسی باشد یا نه. وقتی می‌خواهد بازی کند، خودم برایش موسیقی می‌گذارم و می‌نشینم تماشایش می‌کنم و بغض گلویم را می‌گیرد. جوری می‌رود تو کوک موسیقی که نگو. اول دست‌هاش را مثل بال‌های پروانه بالا و پایین می‌کند. درست ...
مشاهده تمام رمان های احمد حسن‌زاده
مجموعه‌ها