مجموعه داستان خارجی

بهترین داستان‌های آلیس مانرو

(Alice munros best)

رز پس از مدتی به این نتیجه رسید که نخوت پاتریک زاییده ثروت‌اش است هر چند پاتریک از این بابت هیچ نخوتی در خود نمی‌دید. رز بعد آشنایی با خواهران پاتریک متوجه شد آن‌ها هم همین طوراند و از کسانی که اطلاعاتی درباره اسب‌سواری و دریانوردی ندارند بیزاراند و همین‌طور از کسانی که دانش موسیقیایی یا دانش سیاسی گسترده دارند. پاتریک و خواهرانش در کنار هم غیر نفرت‌نمایی کار چندانی ازشان برنمی‌آمد. جوری رفتار می‌کردند که انگار هیچ‌وقت قافیه را نمی‌بازند و کم نمی‌آورند. لحن حرف‌زدن‌شان موقع بحث‌هاشان سر سفره خوراک به شدت کودکانه بود. میل‌شان به خوردن خوراکی که دوست داشتند و کج خلقی‌شان سر دیدن خوراکی بر میز که نمی‌پسندیدند به شدت کودکانه بود. هیچ‌وقت مجبور نبودند برای گرفتن امتیازی یا رسیدن به چیزی شکیبایی و تلاش کنند و هیچ‌وقت مجبور نمی‌شدند چون ثروت‌مند بودند.

بدیل
9786009423019
۱۳۹۳
۱۶۸ صفحه
۳۰۵ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
آلیس مونرو
صفحه نویسنده آلیس مونرو
۲۰ رمان آلیس مونرو (متولد ۱۰ ژوئیه ۱۹۳۱) نویسنده کانادایی‌ست.
دیگر رمان‌های آلیس مونرو
پاییز داغ
پاییز داغ وقتی ازدواج کنند جایی نزدیک دریاچه سابوت می‌خریدند. نه خیلی نزدیک به والدین موری، و نه خیلی دور از آن‌ها، البته آنجا فقط یک اقامتگاه تابستانی به حساب می‌آمد. بقیه اوقات باید هر جایی که او کار می کرد زندگی کنند. آنجا ممکن بود هر جایی باشد، پرو، عراق، یا نواحی شمال غرب. گریس از فکر این سفرها خوشش آمد ...
دره اتاوا
دره اتاوا همه این‌ها نمایشی بود که برای خوش‌گذرانی بیرحمانه خودتان به راه انداخته بودید و من همچون انسانی ساده‌لوح و نادان، چاشنی عشق‌ورزی و دلدادگی آنان بودم، از هر دوی شما متنفرم. من هرگز نمی‌توانم این کار را انجام دهم. من هرگز نمی‌توانم کسی را که روزی عاشقش بوده‌ام و با او ازدواج کرده‌ام و یا حتی کسی را که با ...
عشق زن خوب
عشق زن خوب امروزه باید بی هیچ تردیدی مانرو را از نویسندگان منحصر به فرد داستان کوتاه شمرد و علاوه بر این که او یکی از بهترین نویسندگان معاصر آثار داستانی (با هر حجم و میزانی) نیز به شمار می‌آید.
دورنمای کاسل راک
دورنمای کاسل راک اندرو در سن نه یا ده سالگی همراه با پدرش در سفری به ادینبورو در حالی به خود می‌آید که دارد غرق در عرق از پله‌های سنگی کاسل بالا می‌رود. پدرش جلوی او حرکت می‌کند و چند تن دیگر پشت سرش. عجیب است که پدرش این همه دوست پیدا کرده، در محوطه‌ی محصوری ایستاده که بطری‌هایی در خیابان اصلی روی ...
عشق جایش تنگ است
عشق جایش تنگ است لویسا گفت:«تو فکر می‌کنی همه‌ش سرکاری بوده؟ یعنی می‌شه یه آدم این‌قدر دورو باشه؟» «تا اون‌جا که من دیدم و شنیدم، چنین حقه‌هایی بیش‌تر وقت‌ها از طرف زن‌هاس، نه، نه. اصلا این‌جوری فکر نکن، احتمال زیاد راس می‌گفته، فقط بگی نگی از ماجرا دورافتاده بوده. ظاهرا که فقط همینه.»
مشاهده تمام رمان های آلیس مونرو
مجموعه‌ها