رمان خارجی

دکتر گلاس

( Doktor glas )

ما می‌خواهیم همه‌چیز داشته باشیم، می‌خواهیم همه‌چیز بشنویم، می‌خواهیم همه‌ی شادی‌ها و خوشی‌ها را داشته یاشیم. می‌خواهیم عمق هر رنج و حرمانی را درک کنیم. می‌خواهیم دلهره و هیجان عمل را احساس کنیم و آرامش آنان را که در ساخل امن نشسته‌اند نیز داشته باشیم، هم سکوت بیابان را می‌خواهیم هم غوغای بازار شهر را. می‌خواهیم در آن واحد اندیشه‌ی فرد و صدای جمع باشیم. می‌خواهیم هم ملودی باشیم هم آکورد، در آن واحد چطور چنین چیزی ممکن است؟

سعید مقدم
میلکان
۹۷۸۶۰۰۷۴۴۳۰۵۷
۱۳۹۴
۲۱۶ صفحه
۹۷ مشاهده
۰ نقل قول