مجموعه داستان داخلی

ملاقات با آکرونی‌ها

سرزمینی بود، اسمش بود هادس. سرزمینی دایره‌شکل که یک رودخانه‌ی پرآب شفاف به اسم آکرون از این سر تا آن سرش کشیده شده بود. در این سرزمین اتفاقاتی افتاد. در زمان تراز اول و تراز دوم این سرزمین، این کتاب ملاقاتی با ساکنان ان سرزمین و میزبانان و مهمانان ناخوانده‌ی اهالی آن سرزمین است.

نیماژ
9786003670846
۱۳۹۴
۱۱۲ صفحه
۱۵۱ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های میلاد ظریف
در کفن خاکستر
در کفن خاکستر آب مزه‌ی خرما می‌دهد. دهانم مشت شده است. پشت سر مرد عرب نخلی که شبیه مادرم است دارد نگاه‌ام می‌کند. لبخند کم‌رنگی دارد. سعی می‌کننم برایش دست تکان دهم. از جمارش دارد دود بلند می‌شود. در آب فرو رفته‌ام، ته ته شط، آن‌جا که دختر خرمایی روی ملافه‌ی سفید 2نفره دراز کشیده است. حس می‌کنم سردش است. ملافه را دورش می‌پیچم ...
مشاهده تمام رمان های میلاد ظریف
مجموعه‌ها