رمان خارجی

عشق جاوید است

(Love is etrnal)

لینکلن خود را بالا کشید، چشمانش از عشق و سپاس آگنده. آنگاه به همان تندی که آمده بودند، آن عشق و سپاس، رفته بودند و عاطفه دیگری جای آن‌ها را گرفته بود. اضطراب؟ ترس؟ ماری نمی‌خواست حدس بزند. «مدت بیشتری... یکی دو سال.» و در یکی دو سال چه خواهیم داشت که حالا نداریم، جوانی بیشتر، امید بیشتر، شجاعت بی‌شتر؟ «پول... خاطر جمغی.» مگر پول خاطر جمعی می‌آورد؟ چنان تند می‌آید و می‌رود.مگر عشق ما تنها خاطرجمعی ما نیست؟» «این راست است مولی: عشق جاوید است.» «پس عزیز دلم، خواهش می‌کنم بگذاری حالا از دواج کنیم.» لینکن خاموش نشسته بود. دیگر با ماری مخالفت نمی‌کرد. ماری گونه‌اش را بر گونه او نهاد. «متشکرم، ابراهام، هرگز پشیمان نخواهی شد. قول میدهم.»

گل آذین
9786006414386
۱۳۹۴
۱۶۴۰ صفحه
۵۸۸ مشاهده
۰ نقل قول
ایروینگ استون
صفحه نویسنده ایروینگ استون
۷ رمان ایروینگ استون نویسنده آمریکایی است که بواسطه رمان‌هایی که درباره زندگینامه شخصیت‌های تاریخی مشهور نوشته مشهور گشته است.
دیگر رمان‌های ایروینگ استون
تشنه زندگی
تشنه زندگی
شور زندگی
شور زندگی وان گوگ به نقاشی دست زد، زیرا در پی یافتن وسیله‌ای بود که با آن «عطش درونی» خود را فرونشاند. اگر نگوییم که بار رسالتی بر پشت داشت، باری ناگزیر به تصور این معنائیم که سرچشمه نیرویی قهار، نظیر همان نیرویی که در شکم کوه آتشفشان است، در نهاد او بود و او می‌بایست دهانه‌ای بیابد تا راه آن را به ...
شور زندگی
شور زندگی وان گوگ به نقاشی دست زد، زیرا در پی یافتن وسیله‌ای بود که با آن «عطش درونی» خود را فرونشاند. اگر نگوییم که بار رسالتی بر پشت داشت، باری ناگزیر به تصور این معنائیم که سرچشمه نیرویی قهار، نظیر همان نیرویی که در شکم کوه آتشفشان است، در نهاد او بود و او می‌بایست دهانه‌ای بیابد تا راه آن را به ...
عشق جاوید است (داستانی درباره ماری تاد و آبراهام لینکلن)
عشق جاوید است (داستانی درباره ماری تاد و آبراهام لینکلن) ماری به میز آرایش خود تکیه داد و در آینه خیره شد. این آینه با قاب مطلای زیبایی به دیوار تکیه داشت. ماری در چهره خود نگریست و به فکر فرو رفت: انسان چقدر می‌تواند به چهره خود خیره شود و باز هم پی به حقیقت شخصیت خود نبرد؟! همچنان که به آینه نگاه می‌کرد، متوجه شد که بینی وی ...
شور زندگی (زندگی ونسان وان گوگ)
شور زندگی (زندگی ونسان وان گوگ) وان گوگ به نقاشی دست زد، زیرا در پی یافتن وسیله‌ای بود که با آن ((عطش درونی)) خود را فرونشاند. اگر نگوییم که بار رسالتی بر پشت داشت، باری نگریز به تصور این معنائیم که سرچشمه نیرویی قهار، نظیر همان نیرویی که در شکم کوه آتشفشان است، در نهاد او بود و او می‌بایست دهانه‌ای بیابد تا راه آن را به ...
مشاهده تمام رمان های ایروینگ استون
مجموعه‌ها