رمان نوجوان

شهر مردگان (مجموعه رزیدنت) کتاب سوم

(City of the dead)

دیشب نزدیک‌های ساعت 6:30 «شانا ویلیامسون» 14 ساله که از تمرین سافت بال به خانه برمی‌گشت، در پارک خیابان «برچ» مورد حمله یک غریبه مرموز قرار گرفت. مهاجم از پشت ردیفی از پرچین‌ها که در انتهای جنوبی پارک قرار دارند بیرون می‌آید. خانم ویلیامسون را از دوچرخه‌اش می‌اندازد و سعی می‌کند او را بگیرد. دختر نوجوان که فقط چند خراش برداشته، موفق به فرار می‌شود و خود را به خانه «تام و کلارا آتکینز» در همان نزدیکی رسانده است. خانم آتکینز پلیس را خبر می‌کند و آن‌ها تمام پارک را در جستجوی مهاجم گشته‌اند اما اثری از او یافت نشده است. شانا ویلیامسون امروز صبح در اظهاراتش به پلیس بیان کرد که مرد به نظرش یک رهگذر رسیده است. لباس‌ها و موی او کثیف بودند و بوی بدی به مشامش رسیده، بویی مثل «میوه گندیده». همچنین مهاجم احتمالا مست بوده و بعد از فرار او پشت سرش به زمین خورده است. با توجه به اینکه پرونده قتل‌های آدمخوارانه ماه می تا جولای هنوز باز است. پلیس اتفاقی که برای خانم ویلیامسون افتاده است را کاملا جدی گرفته، مهاجم شباهت‌های زیادی به اظهارات شواهد عینی راجع به گروهی که ژوئن گذشته در پارک ویکتوری دیده شده بودند دارد. شهردار هریس اواخر امروز یک کنفرانس خبری برگزار خواهد کرد و فرمانده پلیس، برایان آیرونز خبر داده که با شروع به کار نیروهای جدید پلیس در هفته آینده، مسیر گشت‌های پلیس بلوک‌های اطراف پارک پایین شهر را هم در بر خواهد گرفت...

آذرباد
9786006225685
۱۳۹۴
۳۳۶ صفحه
۱۷۶ مشاهده
۰ نقل قول
پری استفانی دنل
صفحه نویسنده پری استفانی دنل
۲ رمان BRIAN KEENE writes novels, comic books, short fiction, and occasional journalism for money. He is the author of over forty books, mostly in the horror, crime, and dark fantasy genres. His 2003 novel, The Rising, is often credited (along with Robert Kirkman’s The Walking Dead comic and Danny Boyle’s 28 Days Later film) with inspiring pop culture’s current interest in zombies. Keene’s novels have been translated into German, Spanish, Polish, Italian, French, Taiwanese, and many more. In addition to his ...
دیگر رمان‌های پری استفانی دنل
مجموعه رزیدنت اویل (نمسیس) کتاب پنجم
مجموعه رزیدنت اویل (نمسیس) کتاب پنجم اواخر سپتامبر در یک روز آفتابی، حوالی شهر بزرگ، کارلوس که به سمت دفتر منطقه می‌رفت می‌توانست اولین نجوای پاییز را حس کند. هوا که به نوعی رقیق می شد و برگ‌ها که روی شاخه‌های بالای سرش شروع به پژمرده شدن کرده بودند. البته اینجا درخت‌های زیادی نبود، آپارتمان او در لبه ناحیه صنعتی وسیعی بود ـ چند تا کارخانه ...
مشاهده تمام رمان های پری استفانی دنل
مجموعه‌ها