مجموعه داستان خارجی

خوش‌بین‌ها

کل ماجرایی که می‌خواهم تعریف کنم، زمانی اتفاق افتاد که من فقط پانزده سال داشتم. سال 1959 بود؛ یعنی همان سالی که پدر و مادرم از هم جدا شدند؛ سالی که پدرم مردی را کشت و به زندان رفت؛ سالی که من خانه و مدرسه را ول کردم، خودم را بزرگ‌تر جا زدم و به ارتش پیوستم و دیگر به خانه برنگشتم. به عبارت دیگر، همان سالی که زندگی همه‌ی ما برای همیشه تغییر کرد و سرانجامی پیدا کرد که حقیقتا تصورش برای ما محال بود.

9786001218873
۱۳۹۵
۲۰۴ صفحه
۳۰۹ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
دیگر رمان‌های جمعی ار نویسندگان
مردی که از دیوارها عبور می‌کرد (25 داستان کوتاه درخشان از نویسندگان جهان) مجموعه داستان
مردی که از دیوارها عبور می‌کرد (25 داستان کوتاه درخشان از نویسندگان جهان) مجموعه داستان کوشش مترجم در گردآوری بیست و پنج داستان کوتاه این مجموعه، در درجه اول معرفی نویسندگانی بوده که به رغم نقش و جایگاه برجسته‌شان در داستان کوتاه، تاکنون بخت معرفی به خواننده فارسی زبان را نداشته یا کم‌تر داشته‌اند. نویسندگانی مانند مارسل امه، بنوا دوتورتر، برونو شولتس، دانیلو کیس، آیرین نمیروفسکی و تادئوش بوروفسکی از این جمله‌اند. در کنار آن‌ها ...
آوار سرنوشت
آوار سرنوشت ممکن است رنگ و بوی غلیظ تقدیر و سرنوشت حاکم بر داستان‌های برگزیده پن ا هنری 2011 مخاطب را میخکوب کند، اما هر یک از این داستان‌ها از رمان و مکان اولیه خود در می‌گذرند و برای خواننده امروزه جذابیت دارند. این خبر بسیار خوبی است، چرا که همین داستان‌های برگزیده نشان می‌دهند با پایان عصر داستان کوتاه فاصله بسیار ...
نگهبان فانوس دریایی
نگهبان فانوس دریایی کتاب پیش رو 27 داستان از میان نویسندگان برنده جایزه نوبل، از 1903 تا 2017 می‌باشد. ملاک انتخاب بر آثاری بوده که مرکزیت آغازین آن داستان کوتاه بوده و بنیاد نوبل نیز در اعطای جایزه به همین ژانر نظر داشته است اما در کنار این، داستان‌هایی از رمان‌نویسان هم قرار دارند. در لایه لایه‌های این داستان‌ها تاریخ وقایعه اجتماعی یک ...
بهادر (داستان‌های کوتاه جهان 4)
بهادر (داستان‌های کوتاه جهان 4) خیلی از کسانی که به خانه خانم و آقای دوبر می‌آمدند،درباره آن عروسک تزئینی اظهارنظر می‌کردند. یکی از برادرشوهرهای جینا به شدت از این اسباب‌بازی ماشینی می‌ترسید. او می‌گفت که عروسک جن‌‌زده است و سعی می‌کرد تا جای ممکن از آن دور بماند. جینا حالا داشت علت ترس او را متوجه می‌شد.
تمام شب در کنار هم و داستان‌های دیگر از نویسندگان یونانی
تمام شب در کنار هم و داستان‌های دیگر از نویسندگان یونانی نیکوس کازانتزاکیس نقل می‌کند که پدربزرگش هر شب فانوس به دست به میدان روستایش می‌رفته و اگر بیگانه‌ای می‌یافته او را به خانه‌اش می‌برده، می‌خورانده و می‌نوشانده، سپس چپق به دست می‌نشسته و به بیگانه می‌گفته نقل کن. برای او راست و دروغ بودن نقل‌های مهمان بیگانه اهمیت نداشته، فقط می‌خواسته که برایش نقل کنند... در دیار که اسطوره‌هایش سراسر ...
مشاهده تمام رمان های جمعی ار نویسندگان
مجموعه‌ها