مجموعه داستان خارجی

دوران طلایی دلشکستگی

(The pen)

بعد از رفتن او، شهری که در آن زندگی می‌کردیم صاف شد، مثل کف دست. صدا با خود آواز آورده: آواز راننده کامیونی که پنج مایل از شرق راه آمده بود. چیزی نمی‌توانست نوحه او را ببرد. یک راه طولانی فلاکت اینجا و آنجا در حالی که غبار جاده را می‌رفت. او هم به خانه آمده بود به کمد لباسی که دیگر لباسی نداشت.

لیدا طرزی
9789643378394
۱۳۹۵
۱۹۲ صفحه
۴۰۰ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
جمعی از نویسندگان
صفحه نویسنده جمعی از نویسندگان
۲۶۴ رمان ...
دیگر رمان‌های جمعی از نویسندگان
مرگ همین دور و برهاست (مجموعه 10 داستان پلیسی جنایی)
مرگ همین دور و برهاست (مجموعه 10 داستان پلیسی جنایی) ... در شرایط عادی من تمام کارهایی را که سر راهم قرار می‌گرفت، سبک سنگین می‌کردم و تنها آن‌هایی را که آشکارا از من می‌خواستند دزدی بکنم یا آدم بکشم، رد می‌کردم. در خط کاری من آدم‌ها کشته می‌شدند و من به این مساله عادت کرده بودم اما خودم برای پول درآوردن این کار را نمی‌کردم...
پرسه در حوالی داستان امروز 3 (16 داستان از 16 نویسنده) مجموعه داستان
پرسه در حوالی داستان امروز 3 (16 داستان از 16 نویسنده) مجموعه داستان داستان اصولا چیزی جز همین رو دررویی‌ها نیست، رودررویی با تاریکی‌های خود جامعه یا تاریخ، و سپس دگرگون شدن و برکشیدن خود با آگاهی و نگاهی دیگر به زندگی، و البته روشن‌تر شدن، به گمان من جذابیت و قدرت هر داستانی به این است که چه‌قدر بتواند ما را با هر کدام از تاریکی‌ها آشنا کند، وگرنه در واقع داستان ...
خاکستر روی زخم (50 داستان از 50 نویسنده معاصر عرب)
خاکستر روی زخم (50 داستان از 50 نویسنده معاصر عرب) «خاکستر روی زخم»، پنجاه داستان کوتاه از پنجاه نویسنده عرب از نه کشور عرب‌زبان است که به تناوب اثرگذارترین نویسندگان معاصر در کشور خود و گاه جهان بوده‌اند، از این میان، برجسته‌ترین آنان، نجیب محفوظ برنده جایزه نوبل 1988 است، تا دیگران و ... باشد که کتاب به بخشی از نیازهای خواننده در حوزه داستان کوتاه جهان در بخشی از ...
بعضی زن‌ها
بعضی زن‌ها آرچي مك‌لاورتي صدايي براي آواز داشت كه هركس يك‌بار مي‌شنيد هرگز فراموش نمي‌كرد. صدايي صاف و محكم. كلمه‌ها را نيمي فرياد و نيمي آواز ادا مي‌كرد. آواز محزون و يكنواخت و بي‌پيرايه‌اش، چيزهايي را بيان مي‌كرد نگفتني، واضح و شمرده. از رز هم با آواز خواستگاري كرد، برايش خواند: «هرگز زن يك جوان بي خاصيت نشو.»...
پشت دیوارهای دیر (مجموعه داستان‌های فرانسوی)
پشت دیوارهای دیر (مجموعه داستان‌های فرانسوی) رودریک همه چیز را به کلارا می‌گفت و او را از ندامت‌های خود آگاه می‌کرد. نخستین بار بود که با او از عشق سخن می‌گفت. کلارا از این حرف استقبال بسیار بدی کرد. این بیان شگرف سودای رودریک را در نظر دختر جوان جالب‌تر کرد! عشق در جان‌های سودایی چنین است. بزرگ‌ترین عیب‌ها، زیان‌بخشی‌های بی حد و مرز به ...
مشاهده تمام رمان های جمعی از نویسندگان
مجموعه‌ها