مجموعه داستان خارجی

دوران طلایی دلشکستگی

(The pen)

بعد از رفتن او، شهری که در آن زندگی می‌کردیم صاف شد، مثل کف دست. صدا با خود آواز آورده: آواز راننده کامیونی که پنج مایل از شرق راه آمده بود. چیزی نمی‌توانست نوحه او را ببرد. یک راه طولانی فلاکت اینجا و آنجا در حالی که غبار جاده را می‌رفت. او هم به خانه آمده بود به کمد لباسی که دیگر لباسی نداشت.

لیدا طرزی
9789643378394
۱۳۹۵
۱۹۲ صفحه
۷۰۹ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
جمعی از نویسندگان
صفحه نویسنده جمعی از نویسندگان
۲۸۸ رمان ...
دیگر رمان‌های جمعی از نویسندگان
عقربه سرنوشت (مجموعه داستان کوتاه)
عقربه سرنوشت (مجموعه داستان کوتاه) این مجموعه شامل 13 داستان کوتاه از نویسندگانی چون والتر کولبن‌هوف، گابریله وومان، یوزف ردینگ، ارنست همینگوی و هانس هاس است که گردآورنده آن‌ها را به شش دسته تقسیم کرده. در پایان هم زندگی‌نامه کوتاهی از نویسندگان و همچنین منابع داستان‌ها ذکر شده است. این کتاب از سری کتاب‌هایی است که در کارگاه‌های داستان‌نویسی آلمان مورد استفاده قرار می‌گیرد و ...
کله‌پوک و عاقل (20 افسانه ترکمنی) مجموعه داستان
کله‌پوک و عاقل (20 افسانه ترکمنی) مجموعه داستان این کتاب مجموعه‌ای است از 20 افسانه که از زبان ترکمنی به فارسی ترجمه شده‌اند: یک‌وجبی و سگش، کله‌پوک و عاقل، قصر دیوها، اسب دریایی، موش حریص، مار چهل‌سر، گلنار و افسانه‌های دیگر.
زمان طاووس
زمان طاووس بیرون که رفتند، مگ از سر تنفر فریاد فروخورده‌ای کشید؛ تمام کرم‌های خاکی حیاط روی پله خزیده و همان‌جا مرده بودند. محوطه چمن‌کاری حالا صرفا حالت اسفنجی نداشت، بلکه خیس آب بود و مثل باتلاقی لجن گرفته به نظر می‌رسید.
پرواز به نیروانا و چند داستان دیگر
پرواز به نیروانا و چند داستان دیگر در نقطه‌ای دور از من و بالای سرم، خطی طولانی از هواپیماهایی را دیدم که در ستون تیره واحدی پیش می‌رفتند؛ همه با سرعت یکسان، همه در یک مسیر، همه نزدیک به هم در پی هم می‌رفتند و آن ستون، از این سر آسمان، تا جایی که چشم کار می‌کرد، امتداد داشت. آن راه مختوم آن‌ها برای پیشروی بود. گویی ...
صدایی از دیوار
صدایی از دیوار بچه که مرد، مادرم خرد شد، نه یک دفعه، بلکه تکه به تکه، مثل بشقاب‌هایی که یکی پس از دیگری از قفسه سقوط می‌کنند و خرد می‌شوند. هرگز نفهمیدم چه موقع اتفاق می‌افتد، به این ترتیب تمام مدت، در حالت انتظار، عصبی و بی‌قرار بودم. پدرم به شیوه متفاوتی خرد می‌شد. او سعی می‌کرد اوضاع را رو به راه کند. ...
مشاهده تمام رمان های جمعی از نویسندگان
مجموعه‌ها