رمان خارجی

جنگل نروژی

(Noruwei no mori)

در آغاز داستان راوی کتاب وارد آلمان می‌شود و در فرودگاه با شنیدن موسیقی به گذشته باز می‌گردد، به هجده سال قبل و به تصاویر یک دیدار و بعد تصویرها در هم پیچ و تاب می‌خورند و سال‌های منتهی به بیست سالگی خودش را باز می‌گوید، سال‌های درگیر با رشد ذهنی و جسمی، آشنایی بیشتر با جامعه پیرامون و همچنین موضوع خودکشی نزدیک‌ترین دوستان. نام این رمان موراکامی برگرفته از آلبومی از گروه موسیقی بیتلز است. ورای داستان عشقی نسبتا پیچیده‌ای که میان واتانابه و سایر افراد در جریان است، موراکامی تلاش می‌کند تا مراحل رشد و نمو شخصیت و افکار واتانابه و سایر شخصیت‌های داستانی کتاب جنگل نروژی را به تصویر بکشد.

عمرانی
مکتوب
9786009576005
۱۳۹۵
۳۸۴ صفحه
۶۲۹۵ مشاهده
۱۳ نقل قول
هاروکی موراکامی
صفحه نویسنده هاروکی موراکامی
۷۶ رمان موراکامی در ۱۲ ژانویه ۱۹۴۹ در کیوتو ژاپن به دنیا آمد. در سال ۱۹۶۸ به دانشگاه هنرهای نمایشی واسدا رفت. در سال ۱۹۷۱ با همسرش یوکو ازدواج کرد و به گفته خودش در آوریل سال ۱۹۷۴ در هنگام تماشای یک مسابقه بیسبال، ایده اولین کتاب‌اش به آواز باد گوش بسپار به ذهنش رسید. در همان سال یک بار جاز در کوکوبونجی توکیو گشود. در سال ۱۹۷۹ اولین رمانش به آواز باد گوش بسپار منتشر شد و در همان سال جایزه ...
دیگر رمان‌های هاروکی موراکامی
بعد از تاریکی
بعد از تاریکی بعد از تاریکی رمان نه چندان بلندی است که زندگی شبانه توکیو را در عصر تسلط تکنولوژی دیجیتال و غرق شدن شهری در میان چراغ‌های نئون روایت می‌کند و روان آدم‌هایی سرگشته و مبهوت را که در چنبره چنین فضا و مکانی اسیرند می‌کاود.
تعقیب گوسفند وحشی
تعقیب گوسفند وحشی در تعقیب گوسفند وحشی شخصیت اصلی و راوی وجود میانمایه‌ای دارد. شور و شوقی ندارد، انگار به خیانت زن و سپس جدایی او بی‌اعتناست و فقط به این دلیل جلب نامزد تازه‌اش می‌شود که گوشش شگفتی آفرینش است و هر کس که آن را ببیند در برابرش بی‌اختیار می‌شود. با این نکته که در سراسر کتاب هیچ شخصیتی نام واقعی ...
مجموعه داستان بید کور زن خفته 1
مجموعه داستان بید کور زن خفته 1 بید کور از بیرون خیلی کوچک است، اما ریشه‌هایی عمیق دارد. رشد ظاهری آن بعد از مدتی متوقف می‌شود، اما ریشه‌ها زیر زمین بزرگ می‌شوند و تا ژرفایی بی‌انتها ادامه می‌یابند. انگار به جای نور تاریکی باعث رشدشان می‌شود. و سرانجام در یک شب توفانی زمین دهان باز می‌کند و آن دریای تاریکی جاری می‌شود. ساحل پر از چیزهایی است ...
جنوب مرز غرب خورشید
جنوب مرز غرب خورشید همه همین‌طور پشت‌سر هم ناپدید می‌شوند. بعضی چیزها یک‌باره محو می شود، انگار ناگهان آنها را برچیده‌اند. بعضی دیگر به آهستگی در مه کم‌رنگ‌تر و کم‌رنگ‌تر می‌شود... و تنها چیزی که باقی می‌ماند کویر است. وقتی از بار بیرون آمدم چیزی به طلوع خورشید نمانده بود و بارانی ملایم بر خیابان اصلی آئویاما می‌بارید. بیش از حد خسته بودم. قطرات باران ...
درخت بید کور و دختر خفته
درخت بید کور و دختر خفته سر و صداها مثل دودی سراسر اتاق را فرا گرفت. یک‌بار دیگر به خاطراتم بازگشتم. او خودکار کوچکی در جیب جلو پیراهنش داشت. حالا به یاد می‌آورم که از آن خودکار برای نوشتن چیزی روی دستمال کاغذی استفاده می‌کرد. او داشت یک تصویر می‌کشید. دستمال خیلی نرم بود و نوک خودکار به راحتی حرکت نمی‌کرد. با این حال او یک ...
مشاهده تمام رمان های هاروکی موراکامی
مجموعه‌ها