رمان ایرانی

سفر در خواب

به مرغی می‌مانم که در ته آسمان ناگهان بال‌هایش بریزد و در میان ستارگان، آویخته به تاریکی حیران بماند. دیگر نمی‌دانم دستواره در دست کیست اما می‌بینم که هر چه فروتر می‌رود به جایی گیر نمی‌کند، ژرفای آب پایان ندارد. می‌خواهم چیزی بپرسم نمی‌توانم. راهنمای روزگاردیده فکر مرا می‌خواند و جواب‌هایش را مثل سرمای بی‌زبان زمستان در من می‌دمد. پیش از آن‌که بگویم چه می‌کنی مرد، مرا به کجا می‌بری؟ او فهمانده است که «آب می‌برد نه من.»

9786006182766
۱۳۹۵
۸۸ صفحه
۱۵۸ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
شاهرخ مسکوب
صفحه نویسنده شاهرخ مسکوب
۲ رمان شاهرخ مسكوب متولد 1304 شمسی بابل. دوره ابتدائی را در مدرسه علميه پشت مسجد سپه‌سالار تهران گذراند. از كلاس پنجم ابتدائی مطالعه رمان و آثار ادبی را شروع كرد. سپس در اصفهان تحصيل كرد و در سال 1324 به تهران بازگشت و در دانشكده حقوق دانشگاه تهران به تحصيل پرداخت.

نخستين نوشته‌هايش را در سال 1326 با عنوان تفسير اخبار خارجی در روزنامه قيام ايران به چاپ رساند. از سال 1336 به تحقيق در زمينه فرهنگ و ادبيات روی ...
دیگر رمان‌های شاهرخ مسکوب مشاهده تمام رمان های شاهرخ مسکوب
مجموعه‌ها