رمان نوجوان

تام گیتس 8 (آره نه شاید)

(yes no maybe)

بعضی وقت‌ها تصمیم گرفتن خیلی راحت نیست. به‌خصوص وقت‌هایی که خواهر بداخلاقم دلیا یک جور تهدیدآمیزی می‌آید سروقتم. مامان عزمش را جزم کرده کل خانه را مرتب کند. می‌گوید اگر نمی‌توانم تصمیم بگیرم چه چیزهایی را رد کنم بروند، خودش جایم تصمیم می‌گیرد. فاجعه‌ می‌شود ها! خوشبختانه آفتاب‌های لب‌بوم برای نجاتم سر می‌رسند. (بیش‌تر از یک بار هم)

بهرنگ رجبی
هوپا
9786008655176
۱۳۹۵
۲۷۲ صفحه
۲۶۹ مشاهده
۰ نقل قول
لیز پیشون
صفحه نویسنده لیز پیشون
۱۳ رمان L. Pichon says that when she was little, she loved to draw, and her mom said she was very good at making a mess (this is still true today). She kept drawing, went to art school, became a designer and art director at Jive Records, and began to publish children’s books. After its publication in the U.K., The Brilliant World of Tom Gates won several prestigious awards, including the Roald Dahl Funny Prize, the Waterstone’s Children’s Book Prize, and the ...
دیگر رمان‌های لیز پیشون
تام گیتس 9 (بهترین کلاس)
تام گیتس 9 (بهترین کلاس) پیشنهادهای من برای بهترین کلاس شدن. (متأسفانه خودم هیچ‌کدام این کارها را نکردم.) 1. سر کلاس‌ها بیدار بمانید. (کمک می‌کند دیگر!) 2. از معلم‌هایتان نقاشی‌های خنده‌دار نکشید. 3. دور و بر قلدر کلاس نپلکید تا توی دردسر نیفتید. 4. نگذارید مامان و بابا چیزی توی دفتر گزارش تحصیلی‌تان بنویسید. 5. نگذارید خواهر بداخلاقتان بهتان امر و نهی کند. (ربط مستقیمی ...
تام گیتس 11 (قانون سگ‌های آدم‌خوار فعلا)
تام گیتس 11 (قانون سگ‌های آدم‌خوار فعلا) این نقشه‌ی عالی من است برای این که بتوانیم سگ‌های آدم‌خوار را بهترین گروه موسیقی کل عالم کنیم! بله! چقدر ممکن است سخت باشد؟ خیلی! کارهایی که الان می‌خواهم بکنم، این‌هایند: 1. چند تا ترانه‌ی دیگر بنویسم. (درباره‌ی معلم‌ها نه.) 2. یک ویدئوی تماشایی برای یکی از آهنگ‌هایمان بسازیم. (راحت است.) 3. یک مقداری بخوابم. (سخت است وقتی سر و صداهای بلند هی آدم را بیدار ...
تام گیتس لنگه ندارد 5 (البته بعضی وقت‌ها)
تام گیتس لنگه ندارد 5 (البته بعضی وقت‌ها) خیلی دلم می‌خواهد زودتر به اردوی تفریحی مدرسه بروم (البته اگر بتوانم فرم شرکت در اردو را پیدا کنم). دلیا هم خیلی دلش می‌خواهد من زودتر بروم. آن‌جا می‌توانم یک عالمه از کارهای مورد علاقه‌ام را انجام دهم؛ مثل ساختن کلک راه‌انداختن جشن نیمه‌ شب نقشه کشیدن برای جانوران موذی.
جایزه‌های خیلی خفن (حالا نه خیلی) تام گیتس 6
جایزه‌های خیلی خفن (حالا نه خیلی) تام گیتس 6 هورررا! یک عالمه برف باریده و این یعنی مدرسه بی ‌مدرسه. ایول! اما مگر این مارکوس می‌گذارد آب خوش از گلوی آدم پایین برود؟ (واقعا که خیلی روی اعصاب است!) عمو کوین فکر می‌کند که خوب است به عنوان هدیه پنجاهمین سالگرد ازدواج عهد بوقی‌ها یک عکس خانوادگی دسته‌جمعی به‌شان بدهیم. (ولی به نظر من که هدیه باحالی نیست.) انگار ...
1 کوچولو خوش‌شانسی (تام گیتس 7)
1 کوچولو خوش‌شانسی (تام گیتس 7) بابا می‌خواهد بادبادک درست کند. برای همین دوتایی می‌رویم بیرون و یک عالمه هوای تازه می‌خوریم. اگر ما هم یک حیوان خانگی داشتیم من هم بدم نمی‌آمد بیرون بروم اما چنین چیزی امکان ندارد چون دلیا به حیوان‌ها حساسیت دارد (فکر کنم من هم به دلیا حساسیت دارم). من، درک و نورمن می خواهیم در مسابقه بزرگ مجله موسیقی شرکت ...
مشاهده تمام رمان های لیز پیشون
مجموعه‌ها