نمایش‌نامه

1 تراژدی در فلورانس و سالومه

(The plays of oscar wilde)

اسکار وایلد در یک تراژدی در فلورانس داستان عشقی میان بیانکا، همسر یک بازرگان خرده‌پا، و شاهزاده‌ای جوان را که در قرن شانزدهم در فلورانس ایتالیا رخ می دهد به نمایش درمی‌آورد... بیانکا دختری جوان، زیبا، اما فقیر است که از فقر، همسر بازرگانی خرده‌پا می‌شود که از او مسن‌تر است. بیانکای جوان و زیبا، نومید از کلامی عاشقانه از سوی مرد خود در جست‌و‌جوی ذره‌ای عشق، چشم به شاهزاده جوان و خوش‌گذران فلورانسی دارد... و اما سالومه، افسانه‌ای است کهن، روایتی باستانی، روایت عشق، داستان شرارت‌ها، گناه و ترس. روایت دوشیزه‌ای جوان، زیبا و پاکدامن که زیبایی و اشتیاق دوشیزگی‌اش با ترس و مرگ هم‌نشین می‌شوند. او که دل از فرمانده جوان و عقل از هرود، حاکم یهودیه، برده، خودشیفته یوحنا می‌شود...

قطره
9786001198816
۱۳۹۶
۱۱۶ صفحه
۳۰۰ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
اسکار وایلد
صفحه نویسنده اسکار وایلد
۱۵ رمان Oscar Fingal O'Flahertie Wills Wilde was an Irish playwright, poet and author of numerous short stories and one novel. Known for his biting wit, he became one of the most successful playwrights of the late Victorian era in London, and one of the greatest celebrities of his day. Several of his plays continue to be widely performed, especially The Importance of Being Earnest. As the result of a widely covered series of trials, Wilde suffered a dramatic downfall and was ...
دیگر رمان‌های اسکار وایلد
تصویر دوریان‌ گری
تصویر دوریان‌ گری دوریان به اطراف نگاه کرد، شبح بدقواره آدم‌ها که هر یک به وضع ناهنجاری روی زمین دراز کشیده و مشغول کشیدن تریاک بودند نگاه کرد. پاهای تاشده، دهان‌های باز، چشم‌های از حدقه درآمده و خاموش او را به کلی مدهوش کرد. به کیفیت خلسه کم و بیش آشنا بود. می‌دانست که باطنا چه شور و حسرتی آن‌ها را عذاب می‌دهد و ...
داستان‌های کوتاه اسکار وایلد
داستان‌های کوتاه اسکار وایلد
شاهزاده خوشبخت
شاهزاده خوشبخت شاهزاده خوشبخت تندیسی است که روی ستونی بلند در مرکز شهر قرار گرفته، همه مردم شهر او را نماد نیکبختی می‌دانند. فقط پرستویی که از مهاجرت جا مانده و، با دیدن مهربانی شاهزاده، با او دوست می‌شود از راز شاهزاده خبر دارد...
شهزاده شاد و افسانه‌های دیگر
شهزاده شاد و افسانه‌های دیگر «شاد باش، شاد باش! گل سرخت را خواهی داشت! من از نغمه‌ای در مهتاب می‌سازمش، و با خون دل خودم رنگینش می‌کنم. تنها چیزی که به جایش می‌خواهم این است که عشق‌ورزی راستین باشی، چرا که هر چه فلسفه دانا باشد، عشق از او داناتر است، بال‌هایش آتشین رنگ است، و تنش به رنگ آتش. لبانش به شیرینی انگبین است، ...
مشاهده تمام رمان های اسکار وایلد
مجموعه‌ها