رمان ایرانی

زند و هومن یسن (و کارنامه اردشیر پاپکان)

کتاب زند و هومن یسن (یا بهمن یشت) شامل یک رشته حوادث در بارة آینده ملت و دین ایران است که اورمزد وقوع آنها را به زرتشت پیشگویی می‌کند و این پیش‌آمدها هرکدام در دورة مشخصی اتفاق می‌افتد. این کتاب به طور تحت‌الفظی از روی ترجمة «بهرام گورانکلسر» توسط صادق هدایت به فارسی برگردانیده شده است. عناوینی که در این کتاب به چشم می‌خورند عبارتند از: بخش 1- زند و هومن یسن (درایش اهریمن با دیوان)، بخش 2- زندئی و هومن یسن (درایشن‌ئی اهریمن‌ئو دیوان)، بخش 3- یادگار جاماسپ (زرتشت نامه)، بخش 4- حواشی و محلقات (سرآغاز کارنامة اردشیر پاپکان، متن کارنامة اردشیر پاپکان).

گهبد
9789648766066
۱۳۸۴
۲۰۸ صفحه
۱۹۹ مشاهده
۰ نقل قول
صادق هدایت
صفحه نویسنده صادق هدایت
۴۶ رمان صادق هدایت (متولد: ۲۸ بهمن ۱۲۸۱ برابر با ۱۷ فوریه ۱۹۰۳ در تهران، مرگ: (خودکشی با گاز) ۱۹ فروردین ۱۳۳۰ برابر با ۹ آوریل ۱۹۵۱ در آپارتمان اجاره‌ای مکرر، خیابان شامپیونه، پاریس) نویسنده، مترجم و روشنفکر ایرانی است. هدایت از پیشگامان داستان‌نویسی نوین ایران و روشنفکری برجسته بود. بسیاری از محققان، رمانِ «بوف کور» او را، مشهورترین و درخشان‌ترین اثر ادبیات داستانی معاصر ایران دانسته‌اند. هرچند شهرت عام هدایت نویسندگی است، اما آثاری از نویسندگانی بزرگ را نظیر ژان پل سارتر، ...
دیگر رمان‌های صادق هدایت
اصفهان نصف جهان
اصفهان نصف جهان این کتاب مجموعه‌ای از چهار داستان کوتاه است که عبارتند از: اصفهان نصف جهان، مرگ، سامپینگه و هوسباز. بخش اعظم این کتاب به داستان اصفهان نصف جهان اختصاص دارد که در آن نویسنده گزارش سفر چهار روزة خود را به اصفهان، که در ایام تحصیل انجام شده، روایت می‌کند.
زند و هومن یسن
زند و هومن یسن
مجموعه آثار صادق هدایت (10 جلدی)
مجموعه آثار صادق هدایت (10 جلدی) این کتاب مجموعه‌ای نفیس از داستان‌ها و ترجمه‌های صادق هدایت نویسنده بزرگ ایرانی می‌باشد که شامل آثار زیر است. دیوار، زند و هومن یسن، زنده به گور، سگ ولگرد، سه قطره خون، فوائد گیاه‌خواری، گروه محکومین، مسخ، نوشته‌های پراکنده، وغ‌وغ ساهاب.
حاجی آقا سگ ولگرد (همراه با نقد و بررسی)
حاجی آقا سگ ولگرد (همراه با نقد و بررسی)
صورتک‌ها و طلب آمرزش
صورتک‌ها و طلب آمرزش منوچهر دست راست را زیر چانه‌اش زده روی نیمکت والمیده بود، سینای او افسرده، چشم‌هایش خسته و نگاه او پی‌در‌پی به لنگر ساعت و لباسی که در روی صندلی افتاده بود، قرار می‌گرفت و از خودش می‌پرسید: آیا خجسته امشب به بال خواهد رفت؟ من که هرگز نمی‌توانم.
مشاهده تمام رمان های صادق هدایت
مجموعه‌ها