نمایش‌نامه

در اتاقی تاریک و نم گرفته، استادی که مدارج علم را پیموده اما به شادمانی درونی نرسیده است بی‌قرار در پی دست یافتن به آرامش است و چون آن را در یک چهارچوب دانش زمینی نیافته است روح خود را به شیطان، نیروی تاریک هستی، عرضه می‌کند. فاوست با عصیان بی‌مانند خود، انسان را با پرسشی پیچیده و مبهم رو‌برو می‌سازد: سرکشی بر سنت‌ها چه پیامدها و چه سرانجامی خواهد داشت؟ و در همین راستا، گوته، ادیب و اندیشمند آلمانی همچنان که فاوست را به هزارتوی رسیدن به پاسخ می‌کشاند خود پرسش‌هایی دیگر بر آن می‌افزاید: آیا فاوست رستگاری خود را به ازای هیچ به اهریمن واگذار کرده است؟ و یا چون ایوب تنها در آزمایشی الهی گرفتار شده تا آن‌چه دارد و نمی‌یابد را بشناسد؟ و فراتر از همه این‌ها آیا این فاوست است که به دامان پلیدی فرو افتاده یا اهریمن است که دیگر بار همنشینی با بلندپایگان را برگزیده است، همان‌هایی که می‌پرسند «چرا»...

سعید جوزی
گل آذین
9789647703888
۱۳۹۶
۷۱۲ صفحه
۲۳۲ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های یوهان ولفگانگ فون گوته
فاوست (تراژدی بخش دوم) نمایش‌نامه
فاوست (تراژدی بخش دوم) نمایش‌نامه هر آن کنش انسانی به ناچار در مناسبات دیگران و زمانه تغییر پیش می‌آورد و به این معنا گامی است اجتماعی و تاریخی. شرط چنین گامی دست‌اندازی در مناسبات موجود و برداشتن آن‌ها از سر راه است. کنش انسان از این دید، رنگی از تجاوز و گناه به خود می‌گیرد. در بخش اول فاست فاجعه این کنش و گناه هنوز در ...
فاوست 1 2جلدی
فاوست 1 2جلدی تمامی این درام نبرد بین ذکات و زندگی‌ست، نبردی که در آن سرانجام هوش انسانی بازنده همیشه است. فاوست نماینده هوش آدمی است و زندگی در اشکال مختلف، بسته به موقعیت در این درام آمده است.
فاوست 1  2جلدی
فاوست 1 2جلدی تمامی این درام نبرد بین ذکات و زندگی‌ست، نبردی که در آن سرانجام هوش انسانی بازنده همیشه است. فاوست نماینده هوش آدمی است و زندگی در اشکال مختلف، بسته به موقعیت در این درام آمده است.
سرگذشت شورانگیز ورتر
سرگذشت شورانگیز ورتر عزیزم... چقدر از این مسافرت خوشجالم... واقعا دل انسان چیست از چون توئی که در قلب من جای داری و هرگز از من دور نبوده‌ای جدائی اختیار کرده و با این حال از مسافرت خود راضی باشم، اما می‌دانم که تو مرا می‌بخشی. مثل این است که تقدیر، تمام روابط خارج مرا به طور عمده برای پریشان ساختن این دل ...
ایفی‌ژنی
ایفی‌ژنی آگاممنون لشکر یونان را به بندری آورد و سوار کشتی‌ها نمود تا به جنگ «ترویا» برود. چند روزی گذشت و هیچ بادی نوزید، سروشی به او پیام داد اگر می‌خواهی از دریا بگذری باید دخترت ایفی‌ژنی را به درگاه الهه دیانا قربانی نمایی. آگاممنون دخترش را برای قربانی کردن به معبد دیانا می‌برد. به هنگام اجرای مراسم باد شروع به ...
مشاهده تمام رمان های یوهان ولفگانگ فون گوته
مجموعه‌ها