رمان ایرانی

عشق ممنوعه یعنی جنگ به خاطر احساس و تمامیت خودت، یعنی به دست آوردن چیزی که دوست داری و قلبت به داشتنش اصرار داره اونوقت از عشق شروع میشه و به عشق ختم میشه اما وقتی عشق ممنوعه نباشه تصاحب خواسته‌ات زیاد دور از دسترس نیست، اونوقت نباید از چیزی جز اونچه متداوله مایه بزاری اون عشقی که گذشت و ایثار داره قشنگه... اگر از چیزی گذشتی که مهمه برد کردی و عشقت رو ثابت کردی به قول قدیمی‌ها بی‌مایه فطیره! باید برای عشقت از جونت مایه بذاری... مرزها رو بشکنی... اعتقادات رو درهم بکوبی... پا روی همه اونچه باور داری بذاری... باید بجنگی با چنگ و دندون... باید بتونی عشقتو حتی از توی دهن مرگ بکشیش بیرون... باید موفق بشی اونوقته که دلت گرم میشه... یه جور گرما که خدا خودش هم بهت میگه نوش جونت!

سر گیس
۹۷۸۶۰۰۹۵۳۱۹۳۶
۱۳۹۶
۷۵۲ صفحه
۱۶۹ مشاهده
۰ نقل قول
بازی نویسنده را حدس بزن
مریم گرانمایه
صفحه نویسنده مریم گرانمایه
۴ رمان There is more than one author with this name

sometimes known as Kate, has worked as a naturalist, writer, and freelance artist for the past 30 years, and was staff naturalist and contributing editor for Country Living magazine for 11 years. She is a contributing editor to the Artist’s Magazine and Watercolor Magic and has had a regular column in Personal Journaling magazine, where she wrote on a subject she feels passionately about -- realizing the importance of creativity ...
دیگر رمان‌های مریم گرانمایه
چشم‌های سیاوش
چشم‌های سیاوش اونی که به تو گفته عشق یه احساس عرفانیه بهت دروغ کثیفی گفته ثنا، آتیش بزن کتابی که احساس و غریزه رو از هم جدا کرده...بوسه دروازه ورود به دنیای کثیفیه به اسم هوس... بوسه گردباده ثنا...گردبادی که وقتی گذشت و رفت جز خرابی و ویرانی چیزی برات به جا نمی‌گذاره...و تازه تو رو به یاد از دست رفته‌هات میندازه، چیزهایی ...
پس‌کوچه‌ها 1 (2 جلدی)
پس‌کوچه‌ها 1 (2 جلدی) هیچی نمی‌تونستم بگم. هنوز قلبم گرومپ گرومپ می‌کرد و دلم داشت از حلقم بالا میومد. کمی شونه‌هام رو مالید. شنیدم که صدرا به شکوفه گفت برام آب‌‌قند بیاره... عجب شبی بود...
پس‌کوچه‌ها 2 (2 جلدی)
پس‌کوچه‌ها 2 (2 جلدی) هیچی نمی‌تونستم بگم. هنوز قلبم گرومپ گرومپ می‌کرد و دلم داشت از حلقم بالا میومد. کمی شونه‌هام رو مالید. شنیدم که صدرا به شکوفه گفت برام آب‌‌قند بیاره... عجب شبی بود...
مشاهده تمام رمان های مریم گرانمایه
مجموعه‌ها