رمان خارجی

باغ سنگی

سهم نو کردن جهان دوباره نصیب شرق می‌شود. بودا می‌گوید: « هر بار که فضیلت کاهش یابد و رذیلت غلبه کند، برای کمک به انسانیت فرود خواهم آمد.» در دیار شما فضیلت ناپدید شده است؛ بدی - دروغ، حرص، ریاکاری عشق‌های آسان - چیره شده است. کریشنای جدید به زودی بر زمین فرو خواهد آمد؛ دوست عزیز سپید، بدتان نیاید، این بار او پوست زرد خواهد داشت.

قاسم صنعوی
شمشاد
9786008392255
۱۳۹۶
۲۹۶ صفحه
۵۴۸ مشاهده
۰ نقل قول
نیکوس کازانتزاکیس
صفحه نویسنده نیکوس کازانتزاکیس
۱۶ رمان نیکوس کازانتزاکیس ناظر جنگ‌های داخلی اسپانیا بود و به چین و ژاپن، مصر و بیت‌المقدس، ایتالیا وانگلستان، اتریش و قبرس و فرانسه مسافرت کرد. آثارش به اکثر زبان‌ها ترجمه شده‌است. ادیسه که دنباله شاهکار همر است از سی و سه هزار و سیصد و سی و سه بیت هفده‌سیلابی ترکیب شده و سرودن آن به مدت ده‌سال طول کشیده‌است. کتاب کوچک و صدصفحه‌ای «سیر و سلوک» که در سال ۱۹۲۳ منتشر شد، اساس تفکرات فلسفی نویسنده‌است، آنچنان که سی و ...
دیگر رمان‌های نیکوس کازانتزاکیس
کورس
کورس نیکوس کازانتزاکیس، نویسنده بزرگ یونانی، از چهره‌های برجسته روشنفکری و هنری جهان در سده بیستم است. تعدادی از رمان‌های او به فارسی ترجمه شده، اما این نخستین نمایشنامه‌ی اوست که به چاپ می‌رسد. در این نمایشنامه به پیروی از تراژدی‌های یونانی، به زبان شاعرانه، مبارزه انسان در مقابل سرنوشت و غلبه بر ضعف‌های خود را می‌بینیم، با این تفاوت که ...
زوربای یونانی
زوربای یونانی زوربا هر روز، بی‌آنکه چیزی بگوید، از صبح سفیده به کوه می‌رفت. کار نصب سیم نقاله به پایان خود نزدیک می‌شد. تیرها را در جای خود نصب کرده، سیم را کشیده و قرقره‌ها را بسته بودند. زوربا شب‌هنگام خسته و کوفته از کار برمی‌گشت، آتش روشن می‌کرد، غذا می‌پخت، و با هم شام می‌خوردیم. هر دو از بیدار کردن شیاطین ...
زوربای یونانی
زوربای یونانی زوربا هر روز، بی‌آنکه چیزی بگوید، از صبح سفیده به کوه می‌رفت. کار نصب سیم نقاله به پایان خود نزدیک می‌شد. تیرها را در جای خود نصب کرده، سیم را کشیده و قرقره‌ها را بسته بودند. زوربا شب‌هنگام خسته و کوفته از کار برمی‌گشت، آتش روشن می‌کرد، غذا می‌پخت، و با هم شام می‌خوردیم. هر دو از بیدار کردن شیاطین ...
چین و ژاپن
چین و ژاپن بر دیوارها سخنان حکیمانه کنفوسیوس نقش بسته است: شاه همچون باد است؛ مردم همچون علف. علف باید خم شود چون باد بگذرد. باد گذشت، علف پژمرد، تنها سخن باقی ماند. از درهای قرمز شینتو گذشتم و وارد پارک شدم و لرزیدم، اندیشیدم چه قدرت وسیعی نژاد سپید می‌داشت اگر ایمانی بزرگ داشتیم. اکنون یا بیهوده و فاضلانه لبخند می‌زنیم یا ...
مشاهده تمام رمان های نیکوس کازانتزاکیس
مجموعه‌ها