رمان خارجی

پاریس تک نفره

(paris for one)

پاریس تک نفره عنوان نخستین و بلندترین داستان از مجموعه‌ای به همین نام همراه با هشت داستان کوتاه دیگر است و ماجرای آن به نل، دختری بیست‌ و شش ساله مربوط است که می‌خواهد برای نخستین بار به پاریس برود. او دختری ماجراجو و اهل خطر نیست اما هنگامی که نامزدش در ایستگاه راه‌آهن حاضر نمی‌شود تا سفر رومانتیک او را ممکن کند تصمیم می‌گیرد به تنهایی سفر کند. در این سفر، با فابین آشنا می‌شود و اتفاقاتی در پاریس برایش روی می‌دهد که شخصیت و زندگی او را طی این سفر آخر هفته دست‌خوش دگرگونی ژرف می‌کند...

میلاد
9786005744453
۱۳۹۶
۱۹۲ صفحه
۹۲۰ مشاهده
۰ نقل قول
جوجو مویز
صفحه نویسنده جوجو مویز
۲۷ رمان پائولین سارا جو مویس و در ۴ اوت سال ۱۹۶۹ در لندن، انگلستان متولد شد. او در رویال هالووی (Royal Holloway) دانشگاه لندن (University of London)و کالج نیو بدفورد دانشگاه لندن (Bedford New College) تحصیل کرد. در سال ۱۹۹۲ او برنده یک بورس مالی از روزنامه ایندیپندنت برای شرکت در دوره کارشناسی ارشد روزنامه‌نگاری در دانشگاه شهر (City University) در لندن شد. او پس از آن به مدت ۱۰ سال (به جز یک سالی که در هنگ کنگ برای ساندی مورنینگ ...
دیگر رمان‌های جوجو مویز
پس از تو
پس از تو «مدتی در دنیای جدیدت احساس ناخوشایندی خواهی داشت، خارج شدن از دایره امنیت همیشه با حس عجیبی همراه خواهد بود... عطشی در توست کلارک، نوعی جسارت و بی‌باکی، فقط مثل اکثر مردم آن را سرکوب کرده‌ای. فقط خوب زندگی کن، فقط زندگی کن. با عشق، ویل.» دو سال گذشته است... لوئیسا کلارک دیگر یک دختر عادی با یک زندگی معمولی ...
سرپناه بارانی
سرپناه بارانی سابین متحیر بود، اما اولین بارش نبود که می‌پرسید چرا نتوانسته مثل پدربزرگ و مادربزرگش یک رابطه عاشقانه داشته باشد. با حسرت فکر کرد که یک عشق واقعی، عشقی که در سختی‌های تقدیر زنده بماند و مثل رومئو و ژولیت‌های دهه 1950 از روی چیزهای بی‌اهمیت و دنیوی اوج بگیرد؛ آن عشقی که در کتاب‌ها می‌خوانیم، عشقی که در ترانه‌ها ...
پس از تو
پس از تو لوسیکا کلارک دختر پرستاری که در دنیای بزرگ‌تری به رویش گشوده شده است، می‌رود تا زندگی را از سر بگیرد و آهنگی دیگر از بودن خویش بنوازد. لوسیا که اینک تحول عظیمی در او رخ داده است با تچربه جدیدی روبه‌رو می‌شود و شرایط به گونه‌ای رفم می‌خورد که یک بار دیگر در آزمون زندگی شرکت می‌کند وبر سر دوراهی ...
هنوز هم من
هنوز هم من -
دختری که رهایش کردی
دختری که رهایش کردی می‌دونی چه حسی داره وقتی خودتو به سرنوشتت می‌سپری؟ یه جورایی بهت خوشامد می‌گه. دیگه نه دردی هست، نه ترسی و نه اشتیاق و آرزویی. مرگ، امید بود که داشت با این تسکین به وجود می‌اومد. به زودی می‌تونستم ادوارد رو ببینم. ما تو اون دنیا به هم می‌رسیدیم، چون مطمئن بودم که خدا مهربونه، خدا هرگر اون‌قدری بی‌رحم نیست ...
مشاهده تمام رمان های جوجو مویز
مجموعه‌ها