رمان نوجوان

بر بنیادهای هستی (پتش خوارگر 3)

پیتون غرق در فکرهایش گام برداشت و زیر نور کم‌رمق ماه زمزمه کرد: «گفتی اسم آن پسرک چه بود؟» رزوان‌داد با آهسته‌ترین صدایی که از حلقوم خش‌دارش برمی‌آمد گفت: آراستی! اما فکر نکن که پیدا کردن و به چنگ آوردنش از دست آن گوی دیوانه آسان است. جادوگر جواب داد: «خوب حواست را جمع کن و به من بگو آیا چیز دیگری مانده که من ندانم؟...»

افق
9786003532908
۱۳۹۶
۰ صفحه
۱۸۱ مشاهده
۰ نقل قول
آرمان آرین
صفحه نویسنده آرمان آرین
۲۴ رمان آرمان آرین زاده‌ی ۱۳۶۰ است. او با آفرینش اثر سه‌گانهٔ «پارسیان و من» به دنیای ادبیات شناسانده شد. پارسیان و من نام رمانی است در سه جلد که بیان‌کننده‌ی استوره، حماسه و تاریخ ایران است. جلد نخست این کتاب با نام پارسیان و من: کاخ اژدها بیان‌کننده‌ی داستان ضحاک ماردوش (آژی‌دهاک) است. جلد دوم با نام پارسیان و من: راز کوه پرنده بیان‌کننده‌ی پهلوانی‌های رستم و شرح هفت خوان او در قالب رمانی جذاب است و کتاب سوم هم با نام ...
دیگر رمان‌های آرمان آرین
تاریک‌روشنا
تاریک‌روشنا تاریک‌روشنا نخستین داستان بلند ایرانی با بن‌مایه‌های معنوی اسطوره‌ای است که ماجرایش در آینده‌ای دور به سال 3000 میلادی می‌گذرد: در کهکشانی دوردست سیاره‌هایی ناشناخته و مردمانی دیگرگون شده و اغلب غریبه که شاید منش‌شان برآیندی از کنش‌های همین امروز ما باشد.
غوغای خموش (مجموعه دل نوشته‌ها مناجات‌ها مقاله‌ها سفرنوشته‌ها و خواب‌ها)
غوغای خموش (مجموعه دل نوشته‌ها مناجات‌ها مقاله‌ها سفرنوشته‌ها و خواب‌ها) این کتاب یک اثر داستانی نیست، اما چگونگی زیرساخت‌های اندیشگی نویسنده را آشکار می‌کند که در پنج بخش متنوع است. هفتاد و شش واگویه شخصی سی متن برای یکتا خدا سه مبحث در موضوع دین تاریخ و هویت ایرانی چهار سفرنوشته از چهار شهر و دوازده رویای موثر در آفرینش آثار نویسنده را شامل می‌شود.
پارسیان و من
پارسیان و من در نخستین رمان اسطوره‌ای ایران، اردشیر نوجوانی ست که از جهان معاصر، گام بر زمان می‌نهد و سر از زمانه‌ی ضحاک ماردوش (آژی دهاک) برون می‌آورد. او با نگاهی امروزین و ایرانی و انسانی، زندگی در آن دوران را تجربه می‌کند و در کنار کاوه و فریدون و ایرج و ... با همه زوایای این بزرگ‌ترین ماجرای اسطوره‌ای تاریخ بشر آشنا ...
مردی از تبار اژدها (پتش خوارگر 2)
مردی از تبار اژدها (پتش خوارگر 2) مردی نقاب‌دار، همچنان و عرق‌ریزان، پنجه‌های خستگی ناپذیرش را بر بلندای صخره کوبید و سوراخ به سوراخ بالا رفت تا به نیمه‌های راه رسید. آن‌گاه پسرک سوگندش را شکست و نیم‌نگاهی به زیر پا و اطراف‌شان انداخت، جایی از دیواره که دیگر روی آن، نه راهی به پس بود و نه راهی به پیش...
مشاهده تمام رمان های آرمان آرین
مجموعه‌ها