رمان خارجی

سفر به مرکز زمین

(voyage au centre de la terre)

پسری نوجوان به نام اکسل همراه با عموی پروفسورش و هانس که راهنمای آن‌هاست از دهانه آتشفشانی در ایسلند پایین می‌روند و سفر پرماجرا و اسرارآمیزشان به مرکز زمین آغاز می‌شود، سفری که شاید هرگز از آن زنده برنگردند...

افق
9786003532816
۱۳۹۶
۵۶۰ صفحه
۱۰۱ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
ژول ورن ۴۴ رمان ژول گابریل ورن نویسنده و آینده‌نگر فرانسوی بود که کتابهای زیادی با مضمون علمی-تخیلی نوشت. او هنگامی از سفر به هوا و فضا و زیر دریا در داستان‌های خود سخن گفت که هنوز بشر نتوانسته بود وسایل و امکانات چنین سفرهایی را فراهم کند. آثار او از نظر ترجمه به زبان‌های دیگر بعد از آثار آگاتا کریستی در رده دوم جهانی هستند. سال ۲۰۰۵ به مناسبت صدمین سال مرگ او «سال ژول ورن» نامیده شد. تاکنون چندین انیمیشن و فیلم از ...
دیگر رمان‌های ژول ورن
بلیت بخت‌آزمایی
بلیت بخت‌آزمایی اما بشنوید از بلیت مشهور ال کامپ، آن را بعد از قرعه کشی لاتاری به ال کامپ برگرداندن و این بلیت در قاب چوبی، در جایگاه افتخاری سالن بزرگ مهمانخانه دال خودنمایی می‌کند اما چیزی که به چشم می‌خورد، آن قسمتی از بلیت نیست که روی آن شماره 9672 نوشته شده است.، بلکه پشت بلیت است که روی آن آخرین ...
اشعه سبز
اشعه سبز صبح روز بعد که مصادف با 12 سپتامبر بود، کلوریندا بر پهنه آب‌های آرام و در پناه نسیم ملایم شادمانه از مسیر جنوب غربی مجمع‌الجزایر هبرید پیش می‌رفت. طولی نمی‌کشید که استافا، ایونا و دماغه مول در پشت پرتگاه‌های بلند جزیره بزرگ از نظر پنهان می‌شدند.
دور دنیا در 80 روز
دور دنیا در 80 روز در سال 1872، ساکن خانه پلاک 7 در خیابان سویل واقع در برلینگتون گاردنز، همان عمارتی که در سال 1814 آقای شرایدن آن‌جا از دنیا رفت کسی نبود جز جناب آقای فیلیس فاگ محترم؛ از شاخص‌ترین و سرآمدترین اعضای باشگاه اصلاح‌طلبان لندن. هر چند به نظر او بیش از اندازه مراقب بود تا جلب توجه نکند و بقیه از ...
در سیارات چه می‌گذرد
در سیارات چه می‌گذرد این مرد دانشمند به سختی رنج می‌کشید و نتوانست ناراحتی خود را پنهان دارد. همه مردم وجود سیاره گالیا را انکار کرده بودند، زیرا هیچ ستاره‌شناسی گالیا را ندیده و نام چنین سیاره‌ای در دفتر سیاره‌شناسی ثبت نشده بود.
سفر به آفریقا
سفر به آفریقا روز به پایان رسید. شبی مهتابی بود. سکوت رصد کردن را آسان می‌کرد. باز هم علامت و اثری از روشنایی چراغ در تپه ولکریا دیده نشد. سرهنگ اورست و ماتیواتروکس تا صبح چشم از دوربین برنداشتند.
مشاهده تمام رمان های ژول ورن
مجموعه‌ها