رمان خارجی

کیمیاگر (پالتویی)

(Alguimista.)

پائولو کوئیلو در سال 1947 در ریودوژانیرو به دنیا آمد. شهرت او در آمریکای لاتین با شهرت گابریل گارسیا مارکز برابری می‌کند. چهار کتابی که او تاکنون منتشر کرده است همه در رده کتاب‌های پرفروش برزیل هستند. کیمیاگر تاکنون در بیست و دو کشور جهان به چاپ رسیده و از اقبالی کم‌نظیر برخوردار بوده است. کیمیاگر نخستین کتابی است که از این نویسنده به زبان فارسی منتشر شده و در مورد جوان چوپانی است به نام سانتیاگو که به یک جست و جوی روحانی یا کیمیای درونی دست می‌زند و در سرزمین‌های کویری عرب به مکاشفه و سیر آفاق و انفس می‌رسد.

حسین نعیمی
ثالث
9786004051545
۱۳۹۶
۲۷۶ صفحه
۲۸۶ مشاهده
۰ نقل قول
پائولو کوئیلو
صفحه نویسنده پائولو کوئیلو
۶۲ رمان او در ۲۴ اوت سال ۱۹۴۷ در ریودوژانیرو برزیل به دنیا آمد. مادر او لیژیا خانه دار و پدرش مهندس بود.او وقتی نوجوان بود، می خواست یک نویسنده شود. پس از گفتن این موضوع به مادرش ، مادرش پاسخ داد "عزیز من، پدرتو یک مهندس است. او یک منطق گراست، انسانی منطقی با چشم اندازی بسیار مشخص از جهان. آیا تو واقعا می دانی اینکه تو یک نویسنده بشوی چه معنایی دارد ؟" پس از تحقیق، کوئلیو به این ...
دیگر رمان‌های پائولو کوئیلو
عشق (نقل قول‌های منتخب از پائولو کوئیلو)
عشق (نقل قول‌های منتخب از پائولو کوئیلو) عشق نه بزرگ است نه کوچک. عشق به سادگی خود عشق است. نمی‌توان آن را به سان جاده‌ای با متر و کیلومتر اندازه گرفت. اگر چنین کردی بدان که احساس ناب خود را با آنچه دیگران می‌گویند یا آنچه در امیدش بوده‌ای، قیاس کرده‌ای. با این کار تنها داستان‌های دیگران را شنوا خواهی شد و از ادامه مسیر خود باز ...
سفر به دشت ستارگان
سفر به دشت ستارگان سن‌ژاک‌دوکومپوستل دیری است که از قرون وسطا زائران راه عرفان و حقایق درونی را به خود جذب کرده است. پائولو کوئیلو در سال 1986 به زیارت این دیر می‌رود. در این سفر او به راستی تغییر می‌کند. مکاشفه در آن سفر وی را به این اعتقاد می‌رساند که کشف رمز و رازهای زندگی در مسیر انسان‌های عادی نیز هست. و ...
سفر زیارتی (خاطرات 1 مغ)
سفر زیارتی (خاطرات 1 مغ) به سفر می‌رویم و در جاده‌ای قدم می‌نهیم که پیشتر زائران بسیاری آن را درنوردیده‌اند و سفری است مقدس برای هر زائری و پائولوکوئیلو جاده یعقوبی را در پی یافتن شمشیرش می‌پیماید و در کنار راهنمایی که می‌کوشد او را هدایت کند درس‌هایی از زندگی می‌گیرد که به تنهایی قادر به درکشان نیست، و به راستی که زندگی سراسر تجربه ...
ماتاهاری
ماتاهاری کمی قبل از ساعت پنج صبح، گروهی هجده نفره که اکثرا آن‌ها افسران ارتش فرانسه بودند، از پله‌های ساختمان سنت لازار، زندان زنان پاریس بالا رفتند. زندانبان با در دست داشتن شمعی برای روشن کردن مشعل‌ها، بقیه را هدایت می‌کرد. گروه رو‌بروی سلول شماره 12 ایستادند. مسئولیت مراقبت از زندان را راهبه‌ها به عهده داشتند...
مثل رودخانه روان
مثل رودخانه روان (مثل رودخانه روان) این کتاب مجموعه‌ایست از حکایات و داستان‌های کوتاهی که در عین سادگی پیام‌هایی بس ژرف و آموزنده دارند و در نهایت نکاتی را آشکار می کنند که همه ما هر روز بارها با آنها مواجه هستیم اما بی‌توجه از کنارشان می‌گذریم و براستی که کمی درنگ و تامل در همین نکات به ظاهر ساده قادر است زندگی ...
مشاهده تمام رمان های پائولو کوئیلو
مجموعه‌ها