رمان ایرانی

کاتارسیس در هنرهای زیبا

کاتارسیس زیبای من که نه اسمش را می‌دانستم و نه می‌خواستم که بدانم. کاتارسیس زیبای من که با دیدنش خوشبخت‌ترین آدم روی زمین بودم. با بی‌خیالی با دوستانش حرف می‌زد و قشنگ‌ترین خنده روی زمین بر لبش بود. از آن روز، بی این‌که حرف دیگری درباره کاتارسیس بزنیم، کاتارسیس به راز عشق مشترک ما تبدیل شد. خاطره‌ای مقدس و مشترک میان ما. از آن روز، هر کداممان که زودتر می‌دیدش دیگری را خبر می‌کرد و نیمکتی روبه‌رویش و دورتر از او پیدا می‌کردیم و در سکوت کامل نگاهش می‌کردیم. فقط نگاهش می‌کردیم!

هیلا
9786005639810
۱۳۹۶
۱۰۴ صفحه
۷۹ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های مهدی عزتی
کنار پرچین بهشت
کنار پرچین بهشت کلی راهم را کج کرده‌ام تا از جلو سینما تیسفون رد بشوم که ببینم بالاخره فیلمش را عوض کرده یا نه. نمی‌دانم این مردم تا کی می‌خواهند این فیلم را ببینند و اصلا چندبار؟ هنوز هم، بگذار زندگی کنم!فقط 3 بار با خاله آمده‌ایم، هر 3 بار هم به اصرار ماهنی، دخترخاله‌ام.
1 روز مادرم در برفک تلویزیون یخ زد
1 روز مادرم در برفک تلویزیون یخ زد -
مشاهده تمام رمان های مهدی عزتی
مجموعه‌ها