رمان خارجی - خاور میانه

بهترین زمان مردن

چه کسی غریبه واقعی است؟ کسی که در یک کشور زندگی می‌کند و می‌داند که متعلق به کشوری دیگر است یا کسی که در کشورش مانند غریبه‌ها زندگی کرده و نمی‌داند که دقیقا به کجا تعلق دارد؟ "بهترین زمان مردن" پنجمین اثر الیف شافاک، رمان‌نویس معروف زن ترکیه است، این اثر که با یک حکایت از "مثنوی معنوی" آغاز می‌شود در واقع داستان پرنده‌های فلجی است که از یک گونه پرندگان به حساب نیامده و تنها به دلیل فلج بودنشان مجبور به همراهی با یکدیگر هستند!... داستان جذاب یک گروه کوچک از انسان‌هاست که در شهر بوستون ایلات متحده آمریکا با یکدیگر به شکل‌های مختلفی برخورد کرده و خواه یا ناخواه علی‌رغم تمام تفاوت‌ها، ناهمگونی‌ها و حتی تناقض‌هایی که دارند به زندگی در کنار یکدیگر می‌پردازند. نویسنده در این داستان به جای تمرکز کردن بر روی یک قهرمان داستان از یک تفکر "ضد قهرمان" حمایت می‌کند. در سراسر این رمان یک دیوانگی حاکم است، الیف شافاک در حالی که میان آونگی از دیوانگی و معقول بودن سیر می‌کند با این آونگ حقیقت را می‌شکافد؛ مشکلات موجود پیرامون مسائلی همچون اسامی، دین، زبان، زمان، تنهایی و خارجی بودن را در قالب شخصیت‌های داستان می‌ریزد و داستانی سلیس، روان و جذاب به مخاطب ارائه می‌دهد.

9786008325291
۱۳۹۷
۴۲۰ صفحه
۱۷۸۱ مشاهده
۰ نقل قول
الیف شافاک
صفحه نویسنده الیف شافاک
۳۶ رمان الیف شفق یک نویسنده ترک‌تبار است. وی رمان‌هایی به انگلیسی و ترکی و فرانسوی منتشر کرده است. شفق دو رمان به انگلیسی نوشته است که بخاطر اشاره به نسل‌کشی ارمنیان در رمان دومش به نام حرام‌زاده استانبول (The Bastard of Istanbul) از سوی دادگاه‌های ترکیه به جرم "اهانت به ترک بودن" متهم شد. پرونده او در ژوئن ۲۰۰۶ بسته شد ولی در ژوئیه همان سال دوباره گشوده شد و وی با احتمال سه سال زندان روبرو شد. مترجم و ناشر او ...
دیگر رمان‌های الیف شافاک
شمعدانی
شمعدانی دختری که نامش را دوست نداشت با دقت نگاه کرد. او پیش از این با کسی که لکنت داشته باشد، آشنا نشده بود. تا آن لحظه در هر جایی، دخترک آدم متفاوتی بود. اولین بار بود که با بچه‌ای مثل خودش آشنا می‌شد. در واقع، شاید هر کسی در این دنیا با دیگران فرق داشته باشد، انسان نمی‌تواند این را ...
شمس‌پاره
شمس‌پاره غربت کلمه عجیبی است، به محض به زبان آوردن، طعم گس آن را در دهانمان حس می‌کنیم. انگار سنگ نمکی را روی زبانت گذاشته‌ای که به این راحتی‌ها آب نمی‌شود. دل‌شوره‌ای که قابل بیان نیست. اگر بگویند تعریف‌اش کن قادر به بازگویی آن نخواهی بود. همیشه چیزی ناقص می‌ماند و نمی‌توانی تمام‌اش کنی...
ملت عشق (پالتویی)
ملت عشق (پالتویی) خیلی وقت پیش بود. به دلم افتاد رمانی بنویسم. ملت عشق. جرئت نکردم بنویسمش. زبانم لال شد. نوک قلم کور. کفش آهنی پایم کردم. دنیا را گشتم. آدم‌هایی شناختم، قصه‌هایی جمع کردم. چندین بهار از آن زمان گذشته کفش‌های آهنی سوراخ شده، من اما هنوز خامم، هنوز هم در عشق همچو کودکان ناشی...
3 دختر حوا
3 دختر حوا -
شرافت
شرافت در بیرون، صداهای مرموزی به گوشم می‌رسید. صدای جیرجیر کف‌پوش، صدای وزش باد و نم‌نم بارانی که در شهر می‌بارید. در میان این صداها، صدای باز شدن در خانه را شنیدم و صدای کسی که مثل موش پنهانی از در خارج شد. او قبلا من را بیشتر از هر کس دیگری دوست داشت. اولین فرزندش، اولین پسرش. نور چشمش. اما ...
مشاهده تمام رمان های الیف شافاک
مجموعه‌ها