رمان خارجی - بریتانیا

بلندی‌های بادگیر (عشق هرگز نمی‌میرد)

(Wuthering heights)

داستان این عشق به این صورت شکل می‌گیرد که: هیت کلیف پسری یتیم از خانواده‌ای کولی به سرپرستی مردی مهربان و ثروتمند در می‌آید. دختر خانواده کاترین است که از همان روز اول ارتباط خوبی با پسرک برقرار می‌کند اما پسر خانواده به شدت از او متنفر است. پس از مرگ پدر او را به عنوان کارگر در خانه قبول می‌کنند و جایگاهش را از او می‌گیرند. هیت کلیف و کاترین که عاشق هم هستند با مرارت‌های زیادی روبه‌رو می‌شوند. برادر کاترین سعی درجدا کردن آن‌ها می‌گیرد و سرانجام کاترین تن به ازدواج با مردی ثروتمند می‌دهد هیت کلیف با روحی زخم خورده و سراسر تحقیر شده خانه را ترک می‌کند تا روزی به قصد انتقام برگردد و بلندی های بادگیر شکل می‌گیرد...

حسین بخشی
9786009402007
۱۳۹۴
۰ صفحه
۷۰ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
امیلی برونته
صفحه نویسنده امیلی برونته
۱۰ رمان امیلی جین برونته داستان‌نویس و شاعر انگلیسی است. داستان ِ بلندی‌های بادگیر او اثر بسیار معروفی است.به نظر بعضی از منتقدان ادبی شخصیت کتی بسیار شبیهخود امیلی و شاید هیت کلیف نماینده ی ان دسته از مردانی باشد که امیلی قادر به دوست داشتن ان ها بود. کتاب بلندی‌های بادگیر (یا عشق هرگز نمی‌میرد) شهرتی جهانی یافته‌است. امیلی برونته اشعار بسیاری نیز سروده‌است . برخی از اشعار او به همراه اشعار دو خواهر دیگرش، شارلوت برونته و آن برونته در ...
دیگر رمان‌های امیلی برونته
بلندی‌های بادخیز (عشق هرگز نمی‌میرد)
بلندی‌های بادخیز (عشق هرگز نمی‌میرد) بلندی‌های بادگیر روایت عشق است و انتقام، با شخصیت‌هایی که آمیزه لطافت و خشونت‌اند، مهر و کین، امید و بیم،... در مکانی که آن هم آمیزه‌ای است از گرما و سرما، روشنایی و تاریکی، تابستان طراوت‌بخش و زمستان اندوه‌بار. آیا خفته‌های این خاک آرام خواب‌زده‌هایی بی‌قرارند؟ امیلی برونته با همین داستان شورانگیز به بلندی‌های ادبیات صعود کرده است.
بلندی‌های بادگیر
بلندی‌های بادگیر با خود می‌اندیشم: ‹‹ای مرد بدبخت! تو نیز مانند سایر همنوعانت قلبی در سینه‌ات می‌طپد و اعصابی داری که در برابر غم‌ها و شادی‌ها حساسیت نشان می‌دهد. چرا بیهوده سعی می‌کنی عکس‌العمل قلب اعصابت را از شنیدن خبر این فاجعه پنهان داری؟ چرا می‌خواهی وانمود کنی که خونسردی و آرامش خود را از دست نداده‌ای؟ این کبر و غرور تو ...
بلندی‌های بادگیر
بلندی‌های بادگیر با خود می‌اندیشم: ‹‹ای مرد بدبخت! تو نیز مانند سایر همنوعانت قلبی در سینه‌ات می‌طپد و اعصابی داری که در برابر غم‌ها و شادی‌ها حساسیت نشان می‌دهد. چرا بیهوده سعی می‌کنی عکس‌العمل قلب اعصابت را از شنیدن خبر این فاجعه پنهان داری؟ چرا می‌خواهی وانمود کنی که خونسردی و آرامش خود را از دست نداده‌ای؟ این کبر و غرور تو ...
مشاهده تمام رمان های امیلی برونته
مجموعه‌ها