شعر

ترانه‌های اشک و آفتاب (با قاب) مجموعه شعر

در این مجموعه آیدا در آیینه، ابراهیم در آتش، ققنوس در باران، درآستانه، مرثیه‌های خاک. لحظه‌ها و همیشه، مدایح بی‌صلحه، ترانه‌های کوچم غربت.

نگاه
2500110012088
۱۳۹۵
۸ صفحه
۱۱۷ مشاهده
۰ نقل قول
احمد شاملو
صفحه نویسنده احمد شاملو
۲۲ رمان از ویکی پدیای فارسی
احمد شاملو، الف. بامداد یا الف. صبح (۲۱ آذر ۱۳۰۴ - ۲ مرداد ۱۳۷۹)، شاعر، نویسنده، روزنامه‌نگار، پژوهشگر، مترجم، فرهنگ‌نویس ایرانی و از بنیان‏گذاران و دبیران کانون نویسندگان ایران در پیش و پس از انقلاب بود. شاملو تحصیلات کلاسیک نامرتبی داشت؛ زیرا پدرش افسر ارتش بود و پیوسته از این شهر به آن شهر اعزام می‌شد و از همین روی، خانواده‏ اش هرگز نتوانستند برای مدتی طولانی جایی ماندگار شوند. زندانی شدنش در سال ۱۳۲۲ ...
دیگر رمان‌های احمد شاملو
ملکه سایه‌ها
ملکه سایه‌ها یکی بود یکی نبود. روزی روزگاری، زیر این آسمان کبود، خواهر و برادری بودند که به خوبی و خوشی با هم زندگی می‌کردند. روزها برادر می‌رفت کار می‌کرد و پول در می‌آورد، و خواهر توی خانه می‌ماند و به کارهای خانه‌داری‌اش می‌رسید. یک روز که آن دو تا کنار هم جلو پنجره نشسته بودند و پرواز کبوترها را توی آسمان تماشا می‌کردند، ...
هوای تازه
هوای تازه هوای تازه مجموعه شعری اثرگذار در یک دوران شکوفایی ادبی است و بی هیچ اغراقی غنی‌ترین آثار شاعر را نیز در بر دارد. هوای تازه هم کتاب شعر است و هم سطر سطر آن به گونه‌ای روشن تاریخ سرزمینی را در خود نهفته دارد و از سال‌هایی روایت می‌کند که سال باد/ سال اشک/ سال درد/ سالی که غرور گدایی ...
روزنامه سفر میمنت اثر ایالات متفرقه امریغ
روزنامه سفر میمنت اثر ایالات متفرقه امریغ ... البته این یک سفرنامه شخصی نیست، بلکه از زبان یک پادشاه فرضی، احتمالا از طایفه منحوس قاجاریه روایت می‌شود، تا برخورد دو جور تلقی و دوگونه فرهنگ و برداشت اجتماعی برجسته‌تر جلوه کند. و اینکه قالب طنز را برایش انتخاب کردم جهتش این است که جنبه‌های انتقادی رویدادها را در این قالب بهتر می‌شود جا انداخت. ...
باغ آینه
باغ آینه خود نه از امید رستم نی زغم وین میان خوش دست و پایی می‌زنم...
قصه 7 کلاغون
قصه 7 کلاغون یکی بود. یکی نبود 1 مردی بود که 7 تا پسر داشت. خانه‌ای هم داشت سر یک تپه نزدیک 1 چشمه. از برکت کشت و کاری که می‌کرد، با زن و هفت پسرش عمری می‌گذراند وخوشبخت بود. تا اینکه زد خدا به‌اش دختری هم داد. اما دختری چنان ضعیف و ریزه و میزه، که آدم با چشم‌های خود می‌دید باورش نمی‌آمد...
مشاهده تمام رمان های احمد شاملو
مجموعه‌ها