بی سایگان

(Dans un mois, dans un an)

کتاب بی سایگان اثر فرانسواز ساگان کتابی است درباره ی انسان های مدرن که در دنیای بی رحم و سردرگم مدرنیته گم شده اند.در این کتاب به زندگی عاطفی چند خانواده هنرمند در پاریس می‌پردازد و فضایی خاص از روابط این طبقه اجتماعی بدست می دهد. این رمان یکی از رمان های پر فروش در فرانسه بوده است.در حقیقت ، این رمان در برگیرنده مطالعه ای جالب درباره ی برخی رویکرد های شخصیت هایش است و نوعی انحطاط عاطفی را به تصویر می کشد.

نشر نون
9786007141342
۱۴۴ صفحه
۶۴ مشاهده
۰ نقل قول
فرانسواز ساگان
صفحه نویسنده فرانسواز ساگان
۱۰ رمان Born Françoise Quoirez, she grew up in a French, Catholic, bourgeois family. She was an independent thinker and avid reader as a young girl, and upon failing her examinations for continuing at the Sorbonne, she became a writer.

She went to her family's home in the south of France and wrote her first novel, Bonjour Tristesse, at age 18. She submitted it to Editions Juillard in January 1954 and it was published that March. Later that year, She won ...
دیگر رمان‌های فرانسواز ساگان
ویولن‌ها گه‌گاه
ویولن‌ها گه‌گاه این کتاب بی‌گمان اوج هنر فرانسواز ساگان در عرصه نمایش‌نامه‌نویسی است. او که قبلا با خلق رمان و داستان کوتاه جایگاه ادبی خود را در جهان تثبیت کرده بود با خلق این شاهکار نمایشی جایگاه ممتازی در تئاتر فرانسه به دست آورد..
1 نوع لبخند
1 نوع لبخند لبخندزنان رو کرد به من و ازم خواست باهاش برقصم. مرا در آغوش گرفت و با ملاطفت سرم را به چانه‌اش تکیه داد و با هم رقصیدیم. خیلی آگاه و هشیار بودم به بدنش که نزدیک بدم خودم بود. گفت : «همه این آدم‌ها حوصله‌ات را سر می‌برند، مگر نه؟ زن‌ها فقط بلدند یک‌ریز ور بزنند.» گفتم: «من هیچ وقت به یک ...
سلام بر غم
سلام بر غم چگونه جرات کنم و نام متین و زیبای (غم) را به این احساس ناشناخته‌ای که سراسر وجودم را تسخیر کرده است نسبت دهم؟ این احساس خودستا در وجود من تجلی می‌کند و شرمنده‌ام می‌سازد. ولی دامنه تصورات من نسبت به (غم) همواره با سرافرازی و افتخار همراه بوده است...
ابرهای خیال
ابرهای خیال دوست داشت دوباره به شادی‌های گذشته‌اش با دوستانش ادامه دهد. به مسافرت برود، از نو ازدواج کند و همه‌چیز را از اول شروع کند. ولی آن‌جا، در آن شب گرم فلوریدا، نزدیک در خانه ویلایی حصیری مانند...
مثل خاری در انگشت
مثل خاری در انگشت خب دیگه، این‌جور نلرزین، بشینین! یه کم با هم صحبت می‌کنیم. آره، چرا نکنیم؟... من یه کم وقت آزاد دارم... شما هم همینطور، نه؟ کلنل پیر رفته تعطیلات و این پانسیون خانوادگی تقریبا خالیه.
مشاهده تمام رمان های فرانسواز ساگان
مجموعه‌ها