رمان خارجی - فرانسه

نان غربت

(Le pain de letranger)

این رمان کوتاه، ساده و بی‌رحم یک رمان بزرگ است، باچارچوب افسونگرش و خوشبختی آرام شخصیت‌ها،زمانی طولانی تراژدی را که در حال باروری است، پنهان می‌کند و فراتر از قصه، تمامی مشکل بیان احساس پدر‌بودن است، درست یا غلط (حقیقت و درستی کجاست؟) که هانری تروایا شکوهمندانه آن را با پیامدهای بسیار جنون‌آمیز بیان می‌کند. هانری ترویا یک استاد به تمام معنا در خلق‌کردن شخصیت‌های دوست‌داشتنی ا‌ست، شخصیت‌هایی بسیار ساده اما تأثیر‌گذار آن‌چنان که انگاری این شخصیت‌ها سال‌هاست با ما زندگی کرده‌اند. به قولِ دانته در کمدی الهی نان غربت تلخ ‌است. تروایا تلخی‌اش را به بهترین وجهی در قالب داستانی پر‌فراز‌و‌نشیب بیان می‌کند و به ما می‌آموزد که غربت در نزدیکی ماست، حتی می‌توانم به جرئت بگویم که غربت واقعی در رفتار و کردار ماست. سعی کنیم از نردبان دیگری بالا نرویم چرا که پایین‌ آمدن از آن به قیمت از دست‌دادن عزیزترین چیز‌های‌مان تمام می‌شود. آری نان غربت بسیار تلخ است.

قطره
9786222010485
۱۸۰ صفحه
۲۸ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های هانری تروایا
آلیوشا
آلیوشا وقتی الکسی به دوستان همکلاسی خود فکر می‌کرد با خود می‌گفت که کودکی آنان بسیار آرام‌تر از کودکی او بوده است. آن‌ها مجبور نشده بودند که از دو وطن یکی را انتخاب کنند. آن‌ها بی‌ریشه نشده بودند. او شناور بود و نه پدر،نه مادرش هیچ کدام نمی‌توانستند او را درک کنند. آلکسی به یاد سرایدار قبلی‌شان افتاد که همین دو ...
خانم حوا
خانم حوا سیب سفید درختی. قند عسل!... سیب گلاب دارم... چون آقای کک ریکو دو لامارتینیر حرکتی نکرد، حوا سیبی از جعبه کوچک برداشت و به سوی او دراز کرد. مرد وحشت‌زده روی برگرداند و از میان جمعیت فرار کرد. دیگر هیچ‌وقت آن زن را ندید و دیگر هیچ‌وقت سوار قطار زیرزمینی نشد.
سرقت ادبی
سرقت ادبی
چخوف
چخوف
مشاهده تمام رمان های هانری تروایا
مجموعه‌ها