داستان، روایت جالبی داشت و من رو یاد قلم آقای امیرخانی می‌انداخت.
نکته‌ی مثبت این بود که داستان از دو راوی، با فاصله‌ی زمانی منتقل می‌شد، که باعث شده بود علاوه بر تشریح واقعه، آثارش هم دیده بشه.
مثل همیشه آقای بایرامی داستان رو اسپویل کرده بودن. جریانی که دونستن‌ش می‌تونست هیجان زیادی رو با داستان هم‌راه کنه، وسط داستان با یه فلش بک گفته شد. شاید اگه نزدیک به آخر داستان می‌فهمیدیم، علاوه بر انسجام نوشته خوش فرجام‌تر هم می‌شد.
در کل حیرت‌انگیز رود و فعلن به‌ترین اثر آقای بایرامی که خوندم.